محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

129

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

مجادله برافراشت و بعد از آنكه چند مرتبه بين الجانبين لوازم فتنه و شين بظهور رسيد ، سلطان حسين تاب مقاومت در حوصلهء قدرت و قوّت خويش نديد و پشت بر معركهء مردى كرده روى بهزيمت نهاد و تا حظيرهء مقدّسهء دار الارشاد اردبيل در هيچ مقام نايستاد ، و بعد از فرار سلطان حسين خان حسب الحكمى پادشاه جهانيان جميع جهات و اسباب و طبل و علم و خيل و حشم او باسمعيل قلى بيگ تعلق گرفته بلقب خانى ملقّب گرديد و خان عاليشأن باستظهار امرا و استعطاف نوّاب مستطاب ، لواى استيلا مرتفع ساخته مشار اليه و مدار عليه اردوى معلّى گشته بمقامات عاليه رسيد و ساير اولاد ولى خليفه ، در ظلال حمايت و رعايت او بمراتب رفيعه فايز گشتند . از آن جمله حسن بيگ كه اسنّ و ارشد اولاد شاهوردى خليفه بود ، بحسن سعى و اهتمام عمّ عاليمقام ، بشرف منصب قورچيگرى شمشير خاصهء شريفه سرافراز شده « 1 » قصبهء نطنز نامزد او فرمودند و شاهوردى خليفه چون اخبار جبروت و عظموت برادر استماع نمود ، در نطنز لنگر اقامت انداخت . از ايماق شاملو و غيره جوقى [ 72 ] كثير بهم رسانيده بعضى از اعراب عامرى كه در نواحى اردستان و قهپايه توطّن دارند ، ايشانرا نيز ملازم ساخت و تمامى ولايت نطنز را كه به تيول قورچيان مقرر بود بتحت تصرف گرفت ، قورچيان را مطلقا مدخل نداد مگر بعضى كه از قوم شاملو بودند ، ايشانرا ملازم ساخته تيول ايشانرا بمواجب مقرر داشت و بندگان خليفه با پنج مخدوم زاده و وكلا و وزراء و مستوفى و ناظر و مشرف و ساير اهل دفتر و حساب و امراى ديوان و قورچيان حتّى قورچى ركاب تعيين فرموده باستقلال تمام بر مسند خلافت و سلطنت تكيه زده آنچه از لوازم حكومت و اسباب امارت تواند بود و نظر همت بر آن گماشت و نطنزى كه هرگز در هيچ عهد ، پنج نفر ترك در يك جا نديده بودند ، قريب بهزار و پانصد آقا كه هزار و پانصد ديگر ملازم و توابع

--> ( 1 ) - م : گشته .