محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

120

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

افشار و غيره بالتمام بنام او مرقوم رقم منشيان عطارد قلم گشته او را مستمال و اميدوار بحرب شاه قلندر با لشكر قيامت اثر نامزد فرمود . معهذا حكمى باسم حكام ممالك فارس و توابع به امداد و اعانت اسكندر خان شرف نفاذ يافت و خان اسكندر مقام باستظهار تمام ، با سپاه نصرت انجام لواى توجه بمقابلهء مقاتلهء شاه قلندر برافراخت و بعد از وصول عساكر جلادت مآثر بنواحى ده دشت و آن حدود ، شاه قلندر با جنود نامعدود باستقبال شتافت و بعد از تقارب فريقين و تسويهء صفوف از طرفين ، دليران بعزم رزم بىانديشه و جزم مركب از جاى برانگيخته و با تيغهاى كشيده بر هم ريخته خاك ميدان را از خون كشتگان گل ساختند . نظم جهان شد ز خون همچو درياى آب * برو كاسهء سر به شكل حباب دليران جنگى در آن بحر خون * همه گشته چون عكس خود سرنگون ز بس كشته افتاد بر يكدگر * برآورد كوهى از آن بحر سر آخر الامر بيمن دولت و اقبال شاهزادهء دارا همال ، نسيم فتح و ظفر بر پرچم علم خان اسكندر شيم وزيده شكست بر لشكريان شاه قلندر افتاد روى بوادى هزيمت نهادند و سلك جمعيتش از هم گسسته ، مفرداتش « 1 » هر يك در لنگر عدم بر پوست تختهء نيستى تكيه زدند و قلندر با دو پسر و اكثر مقرّبان نامور ، در قيد اسار [ 67 ] افتاده تمام دستگير شدند و جميع جهات و اموال و اهل و عيال او بدست لشكريان ظفر مآل درآمد و اسكندر خان قلندر را با گروه اسيران مقيد كرده با سلاسل و اغلال بدرگاه اقبال پناه فرستادند و حسب الحكم جهان مطاع ، سرهاى ايشان از بدن جدا كرده و از دار عبرت آويخته خرمن حيات ايشان بباد فنا بردادند و الحمد للّه تعالى وحده .

--> ( 1 ) - م : نفراتس .