محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
112
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
خيال جلوه ميداد ، و گاه چهرهء شاهد صلح پيش نظر مآل آورده « 1 » حسن عاقبت امور صلاح و خيريّت خاتمت فوز و فلاح در طلعت او مشاهده نموده ابواب خير خواهى خلايق و رضاى خالق بر روى اميد خود ميگشاد . آخر الامر ، مضمون كريمه « الصُّلْحُ خَيْرٌ » « 2 » را منظور نظر همّت خير نهمت گردانيده يكى از اعيان مردم خود را كه شأن اين امر و صلاحيت اين مهم داشت ، با تحفههاى دلپذير ، بپايهء سرير سپهر نظير ارسال نمود ، با عريضهء بلاغت اسلوب كه مضمونش مرغوب ضماير اولوا [ ا ] لبصاير باشد . حاصل آنكه ، يكى از اعاظم امراء باستحقاق جهت استحكام مبانى عهد و ميثاق بايد كه متوجه گردد تا مخلص باشتياق در رفاقت اوبقاپو رفته مهم مصالحه را بنوعى كه صلاح طرفين و رضاى پروردگار عالمين در آن باشد بتقديم رسانم . شعر ز صلح است كار جهانرا صلاح * صلاحست مختار اهل فلاح نه بينى ز اوضاع اين كهنه دير * به از صلح كارى كه الصلح خير و بتوسط امراى ملك آرا ، مضمون عريضهء معروض رأى نوّاب كامكار و شاهزادهء عالم مدار گرديده التماس چغال اغلى درجهء قبول يافت . بنابرين ابراهيم بيك ولد حيدر سلطان ترخان تركمان كه جوانى قابل و كاردان و در علم سفارت و آداب آن سرآمد ابناى زمان بود شمّهاى از عواطف شاهانه و عوارف خسروانه شامل حال و كافل آمالش گشته و قامت استعدادش بتشريفات فاخره آراسته بلقب خانى سرافراز - گرديد و دار المؤمنين قم و توابع كه الكاى پدرش بود ، به او شفقت فرمودند و برسم رسالت مصحوب ايلچى چغال اغلى ، متوجه استنبول شد و بعد از رفتن ابراهيم خان امراى قاجار بحكومت و ايالت مملكت شروان و آن ولايات نامزد فرموده شروان
--> ( 1 ) - م : چهرهء شاهد صبح پيش نظر همت ساخته . ( 2 ) - از سورهء 4 آيهء 128 .