محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

103

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

پاشا را با فوجى عظيم از لشكريان بىخوف و بيم بتاخت و تاراج ايروان ارسال داشتند و بعد از وصول به آن نواحى امارت پناه تخماق خان كه حاكم آن سر حد بود ، با لشكر بيعدد بمقابله و مقاتلهء جعفر پاشا پرداخته لواى جنگ و جدال افراشتند و حربى در غايت صعوبت روى داده از طرفين لوازم سعى و كوشش بظهور رسيد و موازى چهار صد كس از آن گروه در يكنفس كشته شده سرهاى ايشانرا بپاى تخت ارسال نمود . درين اثنا خبر رسيد كه محمد گراى خان برادر عادل گراى خان تاتار ، شصت هزار سوار جرّار كماندار كه بنوك پيكان آبدار ، در شب تيره و تار ، ديدهء مور و مار بر يكدگر ميدوزند و بضرب تيغ آتشبار صاعقه كردار خرمن هستى شيران بيشهء كارزار را سر بسر ميسوزند ، باتفاق ولد برهان پاشا بر سر محمد خليفه ذو القدر رفته‌اند و بسيارى از سپاه قزلباش را معروض تيغ بيداد گردانيده‌اند . بنا بر اين ، امراى شجاعت پناه كه متوجه لله پاشا بودند ، فسخ عزيمت نموده دفع و رفع سپاه تاتار را از مجادلهء لله پاشا اولى واحرى دانسته ، عنان اقتدار باستقبال تاتاريان انعطاف دادند و بعد از انهزام [ 58 ] محمد خليفه و قبل از وصول امراى مذكوره محمد گراى خان قدم جرأت و جلادت پيش نهاده باتفاق سپاه روم ، گنجه و بردع را تاختند ، و اين خبر به تبريز رسيده موكب ظفر اثر بانهدام بناى جسارت تاتاريان نهضت فرمود و نوّاب اعتماد الدولة العليّه با جمعى كثير از امراى صاحب تدبير صاحب شمشير مثل امير خان تركمان و مسيّب خان تكلو و قلى خان قورچى باشى و محمد خان و شاهرخ خان و غيرهم پيش رفته در اثناى راه پيره محمد خان و امام قلى سلطان قاجار بامراى مذكوره ملحق گرديدند و از اجتماع اين جماعت لشكرى بهم آمد كه تا لشكركش انجم بر حصار پنجم سپاه ثوابت و سيّار