محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

93

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

تفتيش و تحقيق شده معلوم گرديد كه سپاه تاتار تيره روزگار نزديك رسيده‌اند . از اينجهت بيم عظيم بر ضمير كبير امراء و لشكرى مستولى گرديد و منهى قسى القلب آجال نداى غم افزاى « قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ » « 1 » بسمع آمال ايشان رسانيد و امراء مستغرق بحر تفكّر و تدّبر گشته انديشهء صوابى از هيچ بابى بخاطر فاترشان خطور ننموده در نجاتى از تردد عقل دوربين بر روى اميدشان نگشود . لا جرم دل بر قضا نهاده به آنچه پيش آيد رضا دادند كه ناگاه صداى نقارهء جنگ برآمد و امراء سراسيمه‌وار سوار شده متوجه معركهء كارزار شده . اما بمرتبه‌اى مضطرب و پريشان و متحيّر و سرگردان شده بودند كه عنان اختيار در دست ، و پاى قرار در ركاب اقتدار نمانده بود ؛ ناچار دست و پاى ميزدند كه بيكبار عادل گراى خان با سپاه تاتار از يكطرف عرصهء پيكار در آمده در حملهء اول اردوغدى خليفه را از جاى برداشتند و از وقوع اين صدمهء صرصر اثر ، اقدام ثبات و قرار ارس خان متزلزل گرديده در اثناى جدال اسبش را به تفنگ زدند و خان پياده مانده تركش را گشود و تيرها را پيش خود ريخت و بخانهء كمان در آمده به زخم تير موازى بيست نفر را به بيابان فنا فرستاد . عاقبت سپاه تاتار بر سرش هجوم آورده دستگيرش كردند و اردوغدى مانند گرگ كه در رمه افتد از چپ و راست ميزد و ميكشت تا دستش از كار و كارش از دست رفت ، آخر الامر او هم بساير امراء ملحق گرديد . دست قضا بساط حيات آن گروه غيرت سمات را بدست تسلّط و تغلّب درنورديد و از آن چهارده هزار كس موازى هشت هزار نفر كشته گشته باقى بجهد فراوان از آن ورطه بدر رفته خود را به خانه كوچ رسانيدند و بعد از سه روز عادل گراى خان بى خبر بر سر ايشان ريخته و بسيارى را كشته جميع اموال و احمال اثقال ايشانرا با اهل و عيال

--> ( 1 ) - سورهء 7 آيهء 188 .