محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
90
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
ذكر آمدن قوم تاتار بمعاونت سپاه يأجوج هجوم روم و بيان كشته شدن اردوغدى خليفه و ارس خان و ساير امراء به تيغ استيلاى آن قوم جهول ظلوم در آنزمان كه ارس خان با امراى شيروان بقراباغ اران رفتند ، بعد از چند روز كه از رنج راه و مشقت رزمگاه بر آسودند ، اردوغدى خليفه تكلو و يادگار بيگ روملو و على بيگ ولد محمد خان واروز بيگ چنين صلاح ديدند كه باتفاق لشكر به شماخى كشند و چون درين ماده مصلحت به ارس خان بردند او درين قضيه بامراى مذكوره همداستان نگشت و بعد از اندك تأملى بر زبان آورد كه درين وقت بشماخى رفتن مناسب حزم نيست و عزم رزم درين هنگام با روميان بد سرانجام از مصلحت عقل بعيد مينمايد ؛ از جهت آنكه سپاه ما بسيار است و لشكر ايشان بيش از بيش و معهذا چنين استماع ميرود كه در اين دو سه روز قوم تاتار با لشكر بيشمار از دشت قبچاق باكمال اسباب و يراق از راه بندر بمدد اينجماعت ميآيند و غالب ظن آنست كه نزديك رسيده باشند . اولى وانسب آنست كه از اينجا باستقبال موكب جلال شاهزادهء سكندر همال لواى توجه برافرازيم [ 51 ] و در ظلال چتر فلك مثال ، روى ارادت بصوب اعداى بدسگال آورده بمراسم قتال و لوازم جدال پردازيم . امراى مذكور را به هيچ وجه سخن موّجه معقول ارس خان مقبول نيفتاد و مصدوق لازم الوثوق كريمه « عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ » « 1 » را منظور نظر آمال نداشتند و ديدهء طمع بر حصول حطام فانيه كه مستجمع انواع آفات و مستلزم اقسام حادثا تست گماشتند و بجاذبهء كمند « الحرص مفتاح التعب و مطيّة النصب » ، ارس خان را هم به خود متفق ساختند و بهيئت اجتماعى با سپاهى كه داشتند علم عزيمت بصوب آب كر برافراختند و بعد از وصول بكنار آب جسر ترتيب داده عبور نمودند ، كوچ و بنه را در كنار آب گذاشته به حكم « إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَلا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ » « 2 » بىتأخير از آنجا
--> ( 1 ) - سورهء 2 آيهء 216 . ( 2 ) - سورهء 10 آيهء 49 .