محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

71

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

نامحصور بهره‌مند ميساخت و شعراى فصاحت زبان بلاغت بيان در مدايح ذات جليلة البركاتش قصايد غرّا ترتيب داده بمسامع جلالش رسانيده آن طبقه را بصله‌هاى كرامند و نوازشهاى ارجمند مىنواخت و چون بواسطهء موزونيّت طبيعت رغبتى تمام بكلام موزون داشت ، احيانا اشعار طرح ميفرمود و شعراى زمان را بتبع « 1 » آن تكليف مينمود و به اين وسيله آن جماعت را بخلعتهاى نمايان و لطفهاى فراوان عقدهء غم از دل ميگشود و از آن جمله هشتاد غزل از ديوان ملّا جامى انتخاب نموده بجناب افصح المتكلمين و ابلغ المتقدمين و المتأخرين حسان العجم مولانا محتشم كاشى فرستاد و مولانا مشار اليه غزلهاى مذكوره را جواب با قصيده‌هاى مرغوب بلاغت - اسلوب بخدمتش ارسال داشت و ملكهء بلقيس كوكبه در مقابل آن جناب فصاحت - شعارى را برعايتهاى دلنواز و تشريفات حاسد گداز بين الاقران ممتاز و سرافراز گردانيد و گاه‌گاه بموجب « الدال على الخير كفاعله » ، در ديوان همايون شاهى پروانجات و بروات جهت ارباب وظايف [ و ] اصحاب استحقاق حاصل نموده شاه دين پناه را بارتكاب خيرات و مبرّات دلالت مينمود و بنفس نفيسهء خيّرهء خويش حسب المقدور انعامات و اكرامات دربارهء حاجتمندان و اميدواران مبذول داشته بينوايان را نوازش ميفرمود و ابواب احسان و رعايت بر روى اميدشان ميگشود و درويشان و گوشه نشينان سرگشتگان باديهء بىسرانجامى و ساكنان زاويهء ناكامى را بتصدّقات و تفقّدات بكام دل ميرسانيد و در ظلال مرحمت و افضال شاه دين - پناه اوقات فرخنده ساعات را در كمال شادمانى و فراغ بال ميگذرانيد و در وقتى كه شاه دين پناه ازين دار ملال بسراى لا يزال اتصال يافت به همان دستور امراء و اركان دولت بىصلاح و مصلحت آن ملكهء ملك صفت در هيچ مهم از مهمّات پادشاهى شروع نميكردند و باستصواب او [ 41 ] نوّاب شاه اسمعيل را از قلعه آورده بر سرير خلافت

--> ( 1 ) - م . به تتبع .