شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

3

نفثة المصدور ( فارسى )

من غرقهء درياى غمم ، كس گويد * با غرقه كه : « بر سفينه نقشى مىكن » ؟ ! تيزتاز قلم كه هنگام مهاجرت خفير ضماير و ترجمان سراير است ، بدست گرفته ، و قصد آن كرده ، كه شطرى از آتش حرقت ، كه ضمير بر آن انطوا يافته است ، در سطرى چند درج كنم ؛ و از اين صدرنشين دلگيرى « 1 » 8 ، يعنى اندوه ، حكايت شكايت‌آميز فروخوانم ؛ بازگفته‌ام كه : « از قلم كه چون بر سياه نشيند 9 - 3 سپيد عمل كند و بر سپيد سياه ، جز نفاق چه كار آيد ؟ ! دو زبانست ، سفارت 10 ارباب وفاق را نشايد . هرچند بسر قيام مىنمايد 11 ، سياه‌كار است . اگرچه اندرون‌دار است 12 ، نتوان گفت كه راز « 2 » دار است . اجوفيست « 3 » كه 13 تا مشتقّ نشود ، كلام او صحيح نباشد . طالب علميست 14 سودا بر سر زده ، تا تن دو نيم نكند « 4 » ، ذوفنون نشود « لَمْ تَكُونُوا بالِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ » « - 1 » 15 در فصاحت حريريست 16 و اصلش قصب ، پيسه كلاغيست 17 كه حديث فاوا برد « 5 » . غراب البينى است 18 كه وقت مهاجرت كاغد « 6 » . دست‌نشينى است 19 كه از صدور حكايت كند . سخن « 7 » چينى است 20 كه ناشنوده روايت كند .

--> ( 1 ) كر : دلگير ( 2 ) متن مطابقست با : كر ، باقى نسخ : گفت راز ( 3 ) مى : اجوفست ( 4 ) مى : تاش دو نيم نكنند ( 5 ) تصحيح قياسى و از استاد فروزانفر است . هت ، كر : فراوا برد ، مى : فرادارد ، سى : فراوان برد ( 6 ) هت ، مى ، كر : كارد ، سى : كاژد ، تصحيح قياسى و از استاد فروزانفر است ، و نيز بحدس صائب ايشان محتملست « كاود » باشد . ( 7 ) سى : كند و سخن ( - 1 ) قرآن كريم : 16 / 7