شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

به ديدهء انصاف بنگريم 52

نفثة المصدور ( فارسى )

فراهم مىآورده‌اند ، چنان كه محمّد مؤمن حسينى در تحفة المؤمنين ، ذيل « حواصل « 1 » » بدان اشارت كرده ، و يادآور شده است كه : « از سفيد او « 2 » ( : حواصل ) پوستين « 3 » ترتيب مىدهند » . 42 - [ ص 102 سطر اول ( پياده و بىلباس و زواده الخ ) اگرچه نقلا از قاموس معروف ( دزى ) زواده را توشه‌دان معنى كرده‌اند امّا اين تصحيح با اتكاء بنوشتهء دزى چندان زيبا به نظر نميرسد و اگر بجاى زواده ، مزاده ضبط گردد مناسبتر است لغت مزاده كه بمعنى توشه‌دان است كلمه‌ايست بسيار رائج و متداول و در آثار قدما بطور فراوان استعمال گرديده است و شايد در اصل مزاده بوده و بعدها صورت تحريف به خود گرفته است اجمالا كتب معتبرهء لغت را هرچه گشتم بلغت ( زواده ) تصادف نكردم ] . اگر خواننده‌اى فرصت بيابد و اين افاده ! و نقد ! آن صيرفىّ هوشيار را با نسخه بدل « زواده » و آنچه من بنده در فرهنگ لغات و تعبيرات و كنايات كتاب ، صفحهء 452 ، در معنى اين لغت آورده است ، روبرو كند ، سخت به حيرت مىافتد و بر اين همه دقّت ! و إحاطت نظر ! آفرين برمىخواند ! زيرا نخست گمان مىبرد كه من بنده صرف به اتّكاء قول « دزى » ، و بىاعتنا به وجوه مذكور در نسخ خطّى ، وجه « زواده » را در متن نشانده است ، امّا چون به صفحهء 102 ، حاشيهء شمارهء 1 ، رجوع مىكند ، درمىيابد كه از چهار نسخه‌اى كه در تصحيح كتاب مورد استفاده قرار گرفته ، سه نسخه « زواده » و يك نسخه « وداده » ! بوده است . د ديگر آنكه ، چنين مىپندارد كه اين بنده « زواده » را - كه به گمان ايشان [ چندان

--> ( 1 ) - نيز ، رجوع شود به : الجامع لمفردات الادوية و الاغذية ، ذيل همين كلمه . ( 2 ) - در تحفة المؤمنين ، و الجامع لمفردات الادوية و الاغذية ، ذيل « حواصل » آمده است كه اين مرغ بر دو گونه است ، سپيد و تيره رنگ . ( 3 ) - رجوع شود به : ذيل بر قواميس عرب ، تأليف دزى ، ذيل مادهء « ح ص ل » .