شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

به ديدهء انصاف بنگريم 50

نفثة المصدور ( فارسى )

و هم در پاره‌اى از فرهنگهاى فارسى ، چنان كه غير از « آنندراج » ، در « منتهى الارب » و « غياث اللّغات » و « منتخب اللّغات » ، و چند فرهنگ ديگر « 1 » نيز بدان اشارت رفته است « 2 » . د ديگر آنكه ، « دزى » در ذيل بر قواميس عرب آورده است كه : « حوصله » كه جمع آن « حواصل » مىشود ، علاوه‌بر « چينه‌دان » نوعى پرندهء آبى و مقيم كنار آب « 3 » ، مرغ سقّا ، قسمى مرغ ماهيخوار كه داراى پاهاى پرده‌دار مىباشد ، نيز هست ، و وجه تسميهء آن ، چينه‌دان فراخى است كه در زير منقار ( : آروارهء تحتانى ) دارد » . سديگر آنكه ، به سبب مشابهتى كه اين مرغ « 4 » از جهت سپيدى پر ، و شناورى ، و تغذيهء در آب ، و داشتن پرده در پا ، با « قو » دارد ، و نيز از باب مجاز مرسل و ذكر كلّ و ارادهء جزء بوده است ، كه از « حواصل » به « پر قو » تعبير شده ، آن‌هم در سياق ترجمهء بيتى عربى ، و براى بيان مفاد و محصّل مضمون شاعرانهء آن به فارسى . چهارم آنكه ، اين شعر ، چنان كه در حواشى و تعليقات كتاب ، صفحهء 304 ، مذكور افتاده ، از قفّال شاشى است ، متوفّى در نيمهء دوم قرن چهارم هجرى ، و او شاعرى بوده است از سرزمين ماوراء النّهر ، و برحسب عرف و عادت با مرغانى از اين نوع آشنا ، نه شاعرى عرب ، جاهلى يا مخضرم و مقيم در باديه . پنجم آنكه ، استعارهء « پر حواصل » يا « حواصل » به « دانه‌هاى برف » يا « برف » ، براساس تشبيهى است شاعرانه و لطيف و خيال‌انگيز و دلاويز ، و بر خلاف آنچه آن معلّم فاضل پنداشته‌اند مناسب و زيبا ، چنان كه ابو الفرج رونى « 5 » گفته است : فلك در سايهء پَرِّ حواصل * زمين را پَرِّ طوطى كرد حاصل

--> ( 1 ) - براى اطلاع بر اين منابع ، رجوع شود به : لغت‌نامهء مرحوم دهخدا ، جلد 137 ، صفحهء 829 . ( 2 ) - نيز ، رجوع شود به : دائرة المعارف فارسى ، جلد 1 ، صفحهء 869 . ( 3 ) - از توضيحى كه در كتب لغت درباب « حواصل » آمده است ، به‌ظاهر چنين برمىآيد ، كه اين كلمه را هم به « بوتيمار » ( در فرانسوى Heron ) اطلاق كرده‌اند ، و هم به « مرغ سقا » ( در فرانسوى Pelican ) . ( 4 ) - مراد « مرغ سقا » است ، كه به گفتهء « دزى » ، « حواصل » بدان نيز اطلاق شده است . ( 5 ) - ديوان ، طبع چايكين ، صفحهء 71 ، و المعجم فى معايير اشعار العجم ، صفحهء 198 .