شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

به ديدهء انصاف بنگريم 47

نفثة المصدور ( فارسى )

با تحقيقى كه در حواشى و تعليقات كتاب ، صفحهء 277 و 278 ، در باب احوال جمال الدّين على عراقى رفته ، و نيز با توضيح مشبعى كه در فرهنگ لغات و تعبيرات و كنايات كتاب ، صفحهء 488 ، راجع بدين تعبير داده آمده ، مقايسه مىفرمودند ، و در عبارات و جمل « غرداده » و « سر جوال بازداشته » و « عذار در خدمت عارض عراق سبز كرده » و « آب از ديده رفته » و « بس به رو خفته » و « نرم و درشت فراوان چشيده » ، و نيز ، « من لانت أسافله صلبت أعاليه » ، كه در صفحهء 77 سطر 6 و 7 ، هم در صفت وى مذكور افتاده ، اندك تأمّلى مىكردند ، به آسانى درمىيافتند كه « به عصا فروخزيدن » - چنان كه در صفحهء 488 كتاب آمده - در اصل كنايتست از : به كمك چوبدستى و به احتياط ( همچون كوران ) در جايى آهسته در شدن و خزيدن ، و به قراين سابق الذّكر ، و نيز به قرينهء « عصا » ( : شرم مرد ، رجوع شود به : صفحهء 488 ، حاشيهء شمارهء 2 ) و خزيدن ( : خود را روى شكم و سينه بر زمين كشيدن ) ، برايشان مسلّم مىشد ، كه در اينجا موهم است به ملوط بودن جمال الدّين على عراقى ، نه لاطى بودن وى ، چنان كه از عبارت ايشان برمىآيد . 38 - [ ص 77 سطر 3 ( و عرصه ، حالى ، از كافى بحليت كفايت ، حالى « 1 » ، خالى مانده « 2 » ) حالى در اين جمله معنى نشده است گويا حالى اوّلى بمعنى ( در حال ) و حالى دوم بمعنى مزيّن و آراسته است مقصود توضيحى است درخصوص حالى نخستين ، نه حالى ثانى . ] آنچه در ذيل شمارهء 28 گفته آمده ، در اين مورد نيز كاملا درست مىآيد ، و قيد زمان « حالى » ( : اكنون و در اين دم ، در آن دم و در آن حال ، بنقد و حاليا ) ، از آن دست كلماتست كه شاگردان دورهء اوّل متوسطّه نيز كمابيش با آن مأنوسند ، و به معنى و مورد استعمال آن آشنا ، تا به خوانندهء نفثة المصدور چه رسد ، و خود آشنايى اين بنده با اين كلمه به هنگام تعلّم در دورهء اوّل دبيرستان بود ، آنجا كه از گلستان « 3 » برمىخواند : « . . . حالى كه من اين بگفتم دامن گل بريخت و در دامنم

--> ( 1 ) - چنين است در اصل مقاله ، با نشاندن ويرگولى ميان « كفايت » و « حالى » . ( 2 ) - اين نقطه‌گذارى - با اغماض از مسامحتى كه نويسندهء فاضل مقاله در نقل عبارت فرموده ، و ويرگولى ميان « كفايت » و « حالى » نشانده‌اند - ، در اصل ، از مصحح متن كتابست . ( 3 ) - ديباجه ، مصحح مرحوم فروغى ، صفحهء 8 ، سطر 15 .