شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

به ديدهء انصاف بنگريم 2

نفثة المصدور ( فارسى )

و به امضاى يكى از معلّمان فاضل آن دانشكده ، جناب آقاى حسن قاضى طباطبائى . پس از مطالعهء دقيق اين مقالت ، نخستين نكته‌اى كه ذهن من بنده را به خود معطوف داشت اين بود كه : نويسندهء فاضل آن نيك جهد كرده‌اند ، تا هرچه بيشتر ، در طىّ شماره‌هاى متعدّد و موارد مختلف ، از راه ظنّ و احتمال و توهّم ، بىآنكه به ضبط نسخ ادنى عنايتى فرمايند ، و يا شبحى از شيوهء درست عالمانه در تصحيح و نقد متون قديم پيشنهاد خاطر كنند ، بر مسند قضا تكيه زنند ، و در مقابل نصّ مفهوم و مربوط كتاب اجتهادى نمايند ، و بر مبناى حدس و ذوق و استحسان ، راى خويش را ملاك صحّت و سقم و مدار درست و نادرست عبارات كتابى بشناسند ، كه بيش از هفتصد سال است تا انشاء و تأليف شده ، و گاه به اتّكاء همين وجوه محتمل و متوهّم ، حكمى قطعى و بتّى كنند كه : ضبط جميع نسخ غلط است ، و صورت درست آن ، بىترديد ، مىبايست چنين و چنان بوده باشد ! و در بيشتر اين موارد نيز تو گويى وجههء نظرشان بر آن مقصور بوده تا از شرح و توضيحى كه در اين ابواب رفته ، به كلّى تغافل و تجاهل فرمايند ! نويسندهء فاضل ، پس از لطف‌هاى به غايت و عنايت‌هاى به افراط و از اندازه درگذشته‌اى كه به جاى اين بنده فرموده‌اند - و آن‌همه از حسن ظنّ ايشانست و هراينه بيش از فضيلت من بنده - يادآور شده‌اند : [ از آن جائى كه كمال مطلق منحصر بذات بارىتعالى است و بشر عادى محال است كه از تمام نقائص سالم و مصون بماند در بعض موارد بنده بيك سلسله اشتباهات جزئى برخوردم كه يادآورى آنها را محض تكميل كار ايشان بر ذمّهء خود فرض مىدانم . . . ] پيش از آنكه به تفصيلى درخور ، موارد اين [ اشتباهات جزئى ] را مورد مداقّه قرار دهد ، و اگر تمكينى باشد ، هريك را به محكّ نقد آشنا سازد ، و سرپوش از روى آن برگيرد ، و غور آن معلوم كند ، و ميزانى از اصابت نظر و استنباط ايشان را نسبت به معضلات كتاب ، و دقّتى كه در مطالعهء آن ، به كار بسته‌اند ، بدست دهد ، لازم مىبيند تا نخست به اجمالى هرچه تمامتر سراپاى اين مقالت را مرورى كند ، و جاى به جاى به برخى