شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
756
نفثة المصدور ( فارسى )
تصحيحات و استدراكات و اضافات ( جديد ) صفحه / سطر / سى و چهار / 19 / پس از « . . . اشارت كرد . » افزوده شود : استاد فروزانفر هم در پايان « معارف برهان الدين محقق ترمذى » ، جدول را به معنى عام خود آورده است ، يعنى كلماتى كه در زير يكديگر نويسند كه به منزلهء خطى بهنظر رسد و نيز همچنين است در آغاز و انجام معارف بهاء ولد - هم جزء 1 - 3 و هم جزء 4 . 3 / 13 / 132 / 4 - 6 فاوا برد در تاج المصادر بيهقى « نقل » به « فراوا بردن » معنى شده است ، آيا بنابراين مأخذ مىتوان گفت كه متن هت ، كر صحيح و معنى بر اين تقريب باشد كه پيسه كلاغى است كه سخن را نقل مىكند و از اين سوى بدان سوى مىبرد ، از اين باب كه از ديرباز كلاغ را جاسوس مىدانستهاند . 8 / 9 / كذب 27 / 8 / رك : « جهانگشا » ج 2 ص 183 . 33 / 11 / . . . نمىگذاشتم ، 34 / 7 / . . . ألويل كل . . . 36 / 4 / در جواب آقاى دكتر جعفر شهيدى كه « منذر » و « مبشر » به صيغهء اسم مكان بر « منذر » و « مبشر » به صيغهء اسم فاعل رجحان دارد . بايد گفت : مؤلف در ميافارقين بوده است كه كبوتر نامهبر از پرگرى براى ملك مظفر مىآيد كه مقدمهء سپاه تاتار براى يافتن جلال الدين به سوى ديار بكر مىآيد . ملك مظفر مؤلف را از مضمون نامه مطلع مىكند و به او پيشنهاد توقف مىكند تا كار به نفع يكى از دو طرف يكسره شود . اما مؤلف به سخن ملك مظفر گوش نمىكند و به طرف