شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

مقدمهء مصحح 70

نفثة المصدور ( فارسى )

فى الدّار غيره ديّار ، فورا دانست مسأله از چه قرار است يعنى سپاه مغول همان شب را بر خيمه و خرگاه سلطان زده‌اند ( ذى الحجّهء 627 يا محرّم 628 - ظ ) ولى ديگر هيچ نميدانست كه بر سر خود سلطان چه آمده است ، او نيز بدون فوت وقت بر اسب راهوارى كه اتّفاقا همان ديروز « 1 » خريده بود سوار شده و يكسره بجانب گنجه رانده مدّت سه ماه در گنجه مقام نمود ، و بعدها دانست كه سلطان اين‌دفعه را نيز باز سالم از ميانه بدر جسته است و در حدود ماهان ( اورميه - ظ ) اقامت دارد و زمستان ششصد و بيست و هشت را ( يعنى ماه‌هاى صفر الى جمادى الأولى را ) در آن نواحى گذرانيده است ، او نيز در بهار همان سال از گنجه بيرون آمده از راههاى مخوف مملوّ از سپاهيان تاتار همه‌جا شبانه رانده تا خود را باردوى سلطان رسانيد . پس از انقضاى زمستان سلطان در بهار ششصد و بيست و هشت از حدود ماهان بجانب ارّان در حركت آمد ( جمادى الآخرة يا رجب 628 - ظ ) ، و از آنجا به قصد تنبيه متمرّدان گنجه كه در آن هرج و مرج تقرّبا إلى التّاتار جمع كثيرى از منتسبان و سپاهيان سلطان را كشته و سرهاى ايشان را بنزد آنان فرستاده بودند روانه شد و گنجه را مجدّدا فتح و مفسدين را سياست نموده از آنجا به قصد استمداد و استنصار از ملوك شام و جزيره بر ضدّ مغول به طرف اخلاط و ديار بكر در حركت آمد ( شعبان يا اوايل رمضان 628 - ظ ) در منتصف رمضان سنهء 628 « 2 » سلطان مؤلّف را از حدود اخلاط برسالت و استمداد

--> ( 1 ) - اين دو كلمه را استاد مينوى در نسخهء چاپى خود به « روز قبل » اصلاح فرموده‌اند . ا . ح . يزدگردى . ( 2 ) - در نفثة المصدور ص 45 [ مراد طبع اول نفثة المصدور است ، نه طبع حاضر . ا . ح . يزدگردى . ] « سنهء تسع و عشرين و سبعماية » غلط فاحش است و صواب « ثمان و عشرين و ستماية » است اما « سبعمايه » كه غلط بودنش بديهى است و محتاج بشرح نيست ، و اما « تسع و عشرين » به جهت آنكه سلطان خود در نيمهء شوال 628 كشته شد پس در 629 زنده نبوده است ، و عددى ديگر نيز بجز « ثمان » در مراتب آحاد نمىتوان فرض نمود ، چه جميع اين وقايع بتصريح عموم مورخين معاصر سلطان ، از جمله خود مؤلف در هر دو كتاب خود و ابن الاثير و جوينى همه وقايع يكى دو ماه اخير عمر سلطان است كه روزهاى آن پادشاه نامراد به شماره افتاده بود .