شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

545

نفثة المصدور ( فارسى )

مستظهر - 102 / 2 از استظهار : يارى خواستن و قوى پشت شدن . « الصّراح من الصّحاح » . اگر « مستظهر » خوانده شود : يارى خواسته شده ، كسى كه از وى يارى خواهند و بوى قوى پشت شوند . ( اسم مفعول از استظهر به : استعان . « الصّحاح » و « لسان العرب » ) . و اگر « مستظهر » خوانده شود : حامى و نگاهبان . ( اسم فاعل از استظهر الشّىء : جعله خلف ظهره حماية و وقاية . « محيط المحيط » ) . مسقط الرّأس - 119 / 2 جاى زادن . « مقدّمة الأدب » ، « الصّراح من الصّحاح » ، معنى لغوى آن جاى افتادن سر است ، يعنى آنجا كه سر بهنگام ولادت بر زمين آيد . از « محيط المحيط » و « غياث اللّغات » . و ظاهرا براى مراعات سجع مطرّف با « اساس » ، ص 119 س 3 ، آن را « مسقط الرّاس » بايد خواند . مشارب - 23 / 4 جمع مشرب : جاى آب خوردن . « الصّراح من الصّحاح » ، آبشخور . « ترجمان القرآن » . مشارق - 6 / 8 جمع مشرق : جاى برآمدن آفتاب . « مقدّمة الأدب » .