شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

534

نفثة المصدور ( فارسى )

هريك براى منظورى خاصّ به كار مىرفته است . گاه بدان سنگهاى گران بسوى دژهاى دشمن مىافگندند و گاه ظرفهايى را پر از عقرب مىكردند و به طرف ايشان مىانداختند ، و گاه تيرهاى بزرگى در آن مىنهادند و بدين آلت ، آن همه تير را يك جا و يكباره بسوى دشمن پرتاب مىنمودند و مواضع ايشان را ، كه در فاصله‌اى دور قرار داشت و در معرض تيررس تيرهاى معمولى واقع نبود ، تيرباران مىكردند ، و گاه نيز ظرفهاى بزرگى را از نفت پر مىساختند و مشتعل مىكردند و بدان آتش در مواضع خصم مىزدند . مستفاد از « الفنّ الحربىّ فى صدر الإسلام » ص 156 و 157 و « تاريخ التّمدّن الإسلامىّ » تأليف جرجى زيدان ، ص 174 - 176 . براى اطّلاع بر چگونگى عمل منجنيق و تاريخ ظهور و تطوّر و انواع مختلف آن ، رك : « الفنّ الحربىّ فى صدر الإسلام » ص 156 - 167 . مجاهرت - 58 / 12 مجاهرة : با كسى دشمنى آشكارا كردن . از « مقدّمة الأدب » و « كنز - اللّغات » ، و در اينجا مراد تظاهر كردن به چيزى است . مجتاز - 25 / 14 راه‌گذر ، كسى كه از جايى بگذرد و مسافتى را ببرد . از « منتهى الأرب » ، عابر . خلاف « مقيم » « 1 » .

--> ( 1 ) - مأخوذ از يونانى Maghghanikon . « برهان ح » ، رك : « المعرب » للجواليقى ، ص 305 - 307 ، « شفاء الغليل » ص 240 و 241 ، « محيط المحيط » مادهء ( ج ن ق ) .