شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
503
نفثة المصدور ( فارسى )
فراغت « 1 » ريزه - 119 / 1 آرامش و آسايش اندك و بغايت ناچيز . قس : « عرضريزه » ص 10 س 3 و 4 ، « حرامريزه » ص 11 س 10 ، « سعادتريزه » ص 11 س 12 ، « قربتريزه » ص 13 س 3 ، « فضلريزه » ص 15 س 1 ، « روزىريزه » ص 113 س 5 . فراهم گرفتن - 110 / 4 بگرد خود جمع كردن ، و مراد از « أذيال بر سبيل ايجاز فراهم گرفتن » ، دامن سخن را درچيدن و كوتاه گرفتن و باختصار برگزار كردنست . قس : « فراهم چيدن » در اين عبارت گلستان : « . . . بعد از تأمّل اين معنى مصلحت چنان ديدم كه در نشيمن عزلت نشينم و دامن صحبت فراهم چينم . . . » . « گلستان سعدى » ديباجه ص 6 فرقدان ، فرقدين - 15 / 2 ، 97 / 6 نام دو ستاره است بر سينهء دبّ أصغر كه يكى از ديگرى نورانىتر است ،
--> ( 1 ) - « فراغت » در لغت عرب بمعنى بىآرامى و ناشكيبايى و قلق است ، لكن در زبان و ادب فارسى بمعنى آرامش و آسايش و پرداختن از كارى ، به كار مىرود ، سعدى گويد : اگر تو فارغى از حال دوستان يارا * فراغت از تو ميسر نمىشود ما را « طيبات » ص 3 حافظ گويد : دو يار زيرك و از بادهء كهن دومنى * فراغتى و كتابى و گوشهء چمنى من اين مقام به دنيا و آخرت ندهم * اگرچه در پيم افتند هر دم انجمنى « ديوان حافظ » ص 338