شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
441
نفثة المصدور ( فارسى )
ر راحله - 71 / 9 راحلة : اشتر برنشستى ، شتر سوارى . جمع : رواحل . « مقدّمة - الأدب » ، ستور باركش . « الصّراح من الصّحاح » ، « منتهى الأرب » . راست كردن - 84 / 11 آماده و مهيّا كردن . ر ك : « چهار مقاله » ، مقالهء دوم ، در چگونگى شاعر و شعر او ، ص 59 س 5 . راه بديه بردن - 96 / 12 كنايتست از : صورت معقوليّت داشتن امرى . از « رشيدى » و « برهان م » . بىاساس نبودن و به حقيقت و واقع امرى راهى بردن و بدان راهى داشتن . ر ك : « ديوان حافظ » ص 234 ، حاشيهء شمارهء 2 ، و « امثال و حكم » ج 2 ص 861 . راهنشين - 99 / 7 كنايه از گدا و مردم بىخانومان باشد . « برهان م » ، ولى مؤلّف را در اينجا ظاهرا بمعنى حقيقى آن يعنى « راه نشيننده ، كسى كه بر راه مىنشيند » نظر بوده است ، قرينهء « عيّار » ( بدين اعتبار كه از رسوم عيّاران يكى اين بود كه بر سر راهها و دربندها و راههاى تنگ و دشوار كوه كمين مىكردند و