شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

388

نفثة المصدور ( فارسى )

پنجهء مريمى - 93 / 6 و پنجهء مريم : گياهى باشد خوشبوى باندام پنج انگشت . « 1 » « برهان م » پوست بازكردن - 104 / 3 پوست كندن ، چنان كه سلّاخان پوست گوسفند را از بدن جدا كنند . « كليله و دمنه » ص 54 س 14 ، حاشيهء ناظر بدان . ر ك : « تاريخ بيهقى » ص 190 س 10 و 11 ، و قس : « پوست بكشيدن » ، ايضا ، « تاريخ بيهقى » ص 588 س 19 و 20 . پهلو تهى كردن - 111 / 9 كنايه از كناره كردن و دورى گزيدن باشد و پرهيز و اجتناب نمودن از چيزى و از كسى هم هست . از « برهان م » . پهلو زدن - 111 / 9 كنايه از برابرى كردن در مال و قدر و مرتبه باشد . « برهان م » . پهلو ساييدن - 103 / 6 و 7 بمعنى پهلو زدن است كه كنايه از برابرى كردن در مال و قدر و مرتبه باشد . « برهان م » . پيراهن گازرى - 99 / 8 ظاهرا از « پيراهن گازرى » پيراهن سپيد و نو و از دست گازر بيرون آمده مراد است ، چه گازران جامه را پس از بافته شدن بطريقى مخصوص مىشستند تا از دست بسودگى و آلودگيهاى كارگاه پاك شود و

--> ( 1 ) - كه بپندار پيشينيان مريم مادر عيسى عليه السلام بهنگام وضع حمل بر آن گياه چنگ در زده بود . ( ! ) از « برهان م » .