شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

282

نفثة المصدور ( فارسى )

كتابت نيز بر اقران و اماثل امتيازى تمام داشت . « سيرة جلال الدّين » طبع حافظ احمد حمدى ، ص 295 و 315 و « جهانگشاى جوينى » ج 1 ، مقدّمه ، ص يز و يح ، و ص 134 . ( 350 ) - ص 77 س 4 خلت الدّيار . . . الخ شهر و ديار ( از سروران و بزرگان ) تهى ماند و من پيش از إحراز أهليّت سرورى يافتم « 1 » . ( مراد آنكه : سروران و بزرگانى كه هريك از آنان را سرايى بود كه أبناى روزگار خود را بدان منتسب مىداشتند و در پناه امن و آسايش آن از أحداث روزگار مصون مىماندند و روايى حاجت خويش از آن مىجستند سپرى شدند و چراغ دودمان آنان بخاموشى گراييد و عرصه از آنان تهى ماند و من بدان سبب بدون استحقاق بسرورى رسيدم ) . اين مصراع صدر بيت چهارم قطعه‌اى چهار بيتى است كه أبو تمّام در « حماسة » و إبن قتيبة در « عيون الأخبار » به مردى از قبيلهء خثعم نسبت مىدهند ، و تمامت بيت چنين است : خلت الدّيار فسدت غير مسوّد « 2 » * و من الشّقاء تفرّدى بالسّودد « شرح ديوان الحماسة » لأبى زكريّا يحيى بن علىّ الخطيب التّبريزىّ ج 2 ص 301 و « شرح ديوان الحماسة » لأبى علىّ أحمد بن محمّد بن الحسن -

--> ( 1 ) - اين معنى را در صورتى صحيح بايد پنداشت كه « غير » حال تلقى شود ، و اگر آن را مفعول به از براى « سدت » بدانيم معنى مصراع بر اين تقريب تواند بود : شهر و ديار از سروران و بزرگان تهى ماند و من بر كسانى سرورى يافتم كه آنان را با بزرگوارى و سيادت بهيچ‌روى نسبتى نبود ( اهليت سرورى نداشتند ) زيرا آنان كه سرورى را شايسته بودند يا در شمار سروران و بزرگان مىآمدند سپرى شدند و از ميان رفتند . ( 2 ) - در « شرح ديوان الحماسة » لأبى على أحمد بن محمد بن الحسن المرزوقى ج 2 ص 807 : غير مدافع .