شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
277
نفثة المصدور ( فارسى )
( 346 ) - ص 75 س 4 جمال على عراقى در « سيرة جلال الدّين » طبع حافظ احمد حمدى ص 315 و 316 فصلى در باب تفويض منصب استيفا بجمال على عراقى و مقدّمات آن ، مذكور افتاده است ، كه در ذيل بترجمهء خلاصهاى از آن ، با تصرّفى اندك ، اشارت مىرود : در اوان محاصرهء أخلاط صاحب ديوان شمس الدّين محمّد مستوفى جوينى درگذشت ، و پس از وى ، جمال على عراقى ، كه پيش ازين نيابت شرف الدّين ، وزير عراق را در پارهاى از مهمّات ديوان در آن سرزمين برعهده داشت ، و قضا را بهنگام درگذشت صاحب ديوان براى انجام دادن مهمّى چند بدرگاه سلطان ( جلال الدّين خوارزمشاه ) حضور داشت ، منصب استيفا يافت . و خود سلطان را ، كه از خطاياى وزير خويش ، شرف الدّين ، و دزديها و خيانتهاى مشرف و خازن آگاهى يافته بود ، در بركشيدن وى نظر آن بود كه آنان را بصحبت مردى سخت بىآزرم و خسيس طبع ، كه بهيچروى مجاملت و مدارا و نرمخويى نشناسد ، دوچار كند . كردار ناپسند و دور از مردمى وى چنان باعث اعتراض آمد كه اصحاب ديوان را از مشاغل ديوانى روى گردان و منزجر ساخت ، و بخلاف روزگار پيش كه در تحصيل مقام و منصب از بذل مالهاى خطير دريغ نمىكردند ، به زمان وى وجوه گزاف صرف مىكردند كه استعفاى ايشان از خدمت ديوان پذيرفته آيد . و خود بزرگتر نشانهء كاردانى و هنرنمايى ! وى آن بود كه رواتب و وظايف و مستمرّيها و إدراراتى ، كه از قديم باز معمول بود ، قطع كند . . . الخ . در « تاريخ جهانگشاى جوينى » ج 2 ص 280 س 17 - 20 ، و ص 281 س 1 - 16 ، در ضمن بيان احوال شرف - الدّين خوارزمى و شرح قبايح سيرت وى ، بظلم و عدوان و شوم پيى جمال