شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

261

نفثة المصدور ( فارسى )

سيلى درآمد و رمهء خواجه را ببُرد * فرياد كرد خواجه كه : « چه شور و چه شر است » آواز داد هاتفش از گوشه‌اى و گفت : * ك « اين خاك توده خانهء پاداش و كيفر است » « لباب الألباب » ص 513 ( 318 ) - ص 68 س 7 اربيل « 1 » اربيل يا اربل قلعتى حصين و شهرى بزرگست در پهنه‌اى وسيع ، و قلعت آن را خندقى ژرفست ، لكن باروى شهر از دو سوى در نيمهء آن قلعت بريده گردد ( چنان كه بارو تنها نيمى از شهر را دربرگرفته است ) و آن قلعت بر تلّ خاك بلند پهناورى بنيان يافته و در آن ، بازارها و سراى - هاى رعاياست و آن را مسجد جامعى است . و آن قلعت مانندهء قلعت حلب است جز اينكه برفعت بزرگتر و وسيع‌تر از آنست و ميان دو زاب ( زاب أعلى و زاب أسفل ) واقعست و از أعمال موصل بشمار آيد و ميان آن و موصل دو روزه راه فاصله افتاده است ، و به زمان ما در ربض « 2 » اين قلعت شهريست بزرگ با طول و عرض زياد ، كه امير مظفّر الدّين كوكبورى بعمارت و بناى بارو و بازارها و قيساريّه‌هاى آن قيام كرده است . وى در آنجا اقامت گزيد و با اقامت وى بازار آن قلعت رونق يافت ، و وى را شكوه و هيبتى بهم رسيد و با شهامت و تجربت وافرى كه داشت چندان با پادشاهان ( زمان ) درپيچيد و در نبرد با ايشان دندان افشرد ، كه از وى بهراسيدند و هم بدان سبب جانب وى محفوظ و مصون بماند . غريبان و آوارگان از خانه بدان ديار روى آوردند و در آنجا سكنى گزيدند ، تا

--> ( 1 ) - ياقوت در « معجم البلدان » ج 1 ص 172 ضبط اين كلمه را چنين ياد كرده است : « بالكسر ثم السكون و باء موحدة مكسورة و لام به وزن ائمد و لا يجوز فتح الهمزة . . . الخ » . ( 2 ) - براى اطلاع بر معنى « ربض » رك : ص 259 حاشيهء شمارهء 1