شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

222

نفثة المصدور ( فارسى )

خاقانى گويد : گيتى سياه خانه شد از ظلمت وجود * گردون كبود جامه شد از ماتمِ وفا « ديوان خاقانى » ص 16 و همو گويد : خاقانيا بسوك پسر داشتى كبود * بر سوك شاهِ شرعْ سيه‌پوش بر دوام « ديوان خاقانى » ص 302 قس : از آفتاب روى تو چون شكل خشم يافت * پشتم خَمَست و سينه كبودم چو آسمان « كلّيّات شمس » ج 4 غزل 2047 بيت 21613 و نيز ، قس : « . . . سوسن در كسوت سوكواران ازرق مىپوشيد و أغلوطه مىداد كه آسمان رنگم . . . » « جهانگشاى جوينى » ج 1 ص 110 س 3 و 4 ( 223 ) - ص 48 س 5 - 9 آسمان در اين ماتم كبود جامه . . . الخ مؤلّف در انشاء اين عبارات ظاهرا به « ترجمهء تاريخ يمينى » نظر داشته بوده است . در اين كتاب در ورق 84 ص آ ، آمده است : « . . . آسمان جامهء كبود تعزيت در سر كشيد . . . و ماه از حرقت رخساره بخراشيد . . . و صبح جامه چاك كرد . . . الخ » و در « سيرة جلال الدّين » طبع حافظ احمد حمدىّ ص 385 آمده است : « . . . فأعظم بها من مصيبة ، لو شقّ الفجر لها جيبه لحقيق ، و أفجع بها من نازلة ، لوخدش لها القمر وجهه لجدير ، فحقّ للأفلاك أن تلبس ثوب الحداد ، و النّجوم أن تجلس فيها على الرّماد . . . الخ » و در « ترجمهء سيرت جلال الدّين » ص 282 در ترجمهء اين عبارات چنين آمده است :