شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

210

نفثة المصدور ( فارسى )

نخستين مقدّم آمده است . قس ، اين بيت متنبّى : بنو العفرنى محطّة الأسد ال * أسد و لكن رماحها الأجم « الوساطة بين المتنبّى و خصومه » ص 373 ، « شرح التّبيان للعكبرى على ديوان أبى الطّيّب أحمد بن الحسين المتنبّى » ج 2 ص 353 و 354 . رك : « الوساطة بين المتنبّى و خصومه » ص 230 و 231 . بيت نخستين در « تاريخ وصّاف » ص 428 نيز آمده است . نيز ، رك : « شرح ديوان المتنبّى » لعبد الرّحمن البرقوقى ج 4 ص 236 و 237 . ( 210 ) - ص 45 س 6 - 8 تفرّقوا أيدى سبإ . . . الخ همانند دسته‌هاى قوم سبا در كرانه‌ها و نواحى ( جهان ) بپراگندند و پس از آن ( واقعه ) هيچ دو تنى از ايشان ، در هنگام پيكار حريفان ( يا نزال نزال گفتن ايشان ) و پىدرپى ( بنوبت ) شمشير و نيزه زدن آنان به يكديگر ، آن ديگرى را باز نديد . داستان تفرّق و استيصال قوم سبا كه در قرآن كريم ( سورهء سبا ، 34 ، آيات 15 - 19 ) بدان اشارت شده ، در بيشتر كتب تفاسير و قصص قرآن ( از جمله : « تفسير أبو الفتوح رازى » ج 8 ص 216 - 220 ، و « تفسير مجمع البيان » ج 4 ص 384 - 387 ، و « قصص الأنبياء » ص 358 - 360 ، و « حيوة القلوب » ج 1 ص 372 و 373 ) بشرح از آن سخن رفته است . در اينجا مزيد اطّلاع را بنقل داستان سبا از « ترجمه و قصّه‌هاى قرآن » نيمهء دوم ص 901 - 904 - كه مبتنى بر تفسير أبو بكر عتيق نيشابورى است ، و ترجمهء آيات قرآنى كتاب حاضر نيز از اين كتاب بديع شريف مأخوذ است - بسنده مىشود : « خبر » در اخبار آمده است كه سبا ناحيتى بود ميان اردن و فلسطين ، جاى خرّم و با نعمت بسيار ، و ايشان را بر زور شهرها طلخى بود آب‌گير عظيم فرسنگى در فرسنگى چون درياى آب ايستاده و آن را به سنگ و قير برآورده بودند و سه در آهنين بر آن نهاده . سالى كه آب بيش بودى در زبرين را