شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

145

نفثة المصدور ( فارسى )

هركه خداوند وى را ارجمند نسازد ( و توانا نگرداند ) خوار است . و هركه خداوند وى را در همهء امور به عين عنايت ننگرد هيچ آفريده را بسوى وى راهى نيست ( مراد آنكه : هيچ آفريده وى را كمك نتواند كرد . ) اين دو بيت از أبو فراس الحمدانى است « ديوان أبى فراس الحمدانى » طبع بيروت 1959 م ص 234 ، ايضا « ديوان أبى فراس الحمدانى » مصحّح سامى الدّهّان بيروت 1944 م ، ج 2 ص 317 و 318 ، و طبع بيروت 1900 م ص 35 ، و يتيمة الدّهر ج 1 ص 79 ( 66 ) - ص 14 س 11 للذّكر مثل . . . الخ پسرى را چند بهرهء دو دختر . ( 67 ) - ص 14 س 11 و الثّلث كثير . . . الخ در « تفسير ابو الفتوح رازى » ج 1 ص 436 ذيل آيهء شريفهء « كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ . . . الآية » آمده است : « . . . رسول عليه السّلام . . . در بالين او [ سعد ] شد و او بيمار بود گفت يا رسول اللّه من مال بسيار دارم و وارث دخترى دارم جملهء مال وصيّت كنم ؟ گفت نه ، گفتم دو بهرى ، گفت نه ، گفتم نيمه ، گفت ، نه ، گفتم سه يك ، گفت بلى الثّلث ، و الثّلث كثير ، گفت ثلث هم بسيار باشد . . . الخ » نيز ر ك : « تفسير گازر » موسوم به جلاء الأذهان و جلاء الأحزان ج 1 ص 211 ذيل آيهء شريفهء سابق الذّكر و « صحيح البخارى » كتاب الوصايا ج 4 ص 3 و « صحيح مسلم » باب الوصيّة ج 5 ص 71 ، 72 ، 73 ( 68 ) - ص 15 س 1 و 2 بفضل ريزهء مجرّد پاى بر فرق فرقدان نتوان نهاد . اين تعبير در « سمط العلى للحضرة العليا » ص 67 س 26 و 27 نيز آمده است . ( 69 ) - ص 15 س 4 أيا جاهدا . . . الخ اى كه در رسيدن بدانچه من از بلندى ( قدر و منزلت ) بدان رسيده‌ام كوشايى ، لختى مهلت ده كه من بىكوشش و جدّ و جهد بدان رسيده‌ام .