شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

124

نفثة المصدور ( فارسى )

بعد المشرقين است ، دور نبايد شمرد ، كه « فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلى ما أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نادِمِينَ « - 1 » » 509 زان « 1 » روز بينديش ، كه من مىنگرم * در روىِ تو و ، تو در زمين مىنگرى با آنكه بىالتفاتى خداوند همه شدايد را كه كشيده‌ام « 2 » ، سربسته است ، لب فروبسته‌ام ، و هرچند سرد مهرى آن مخدوم همه محنتها را كه ديده ، مهر برنهاده است ، مهر بر دهان نهاده‌ام ، تا « 3 » فتح الباب إالتقا « 4 » دست دادن . دل كه اسير محنتست ، بأسره ، در ميان خون خواهد بود ، و رخسار ، از فيض دموع ، بعينه ، جيحون ، پيوسته پسته‌وار « 5 » شوربختى خود را

--> ( 1 ) متن مطابقست با : كر ، باقى نسخ : آن ( 2 ) كر : بركشيده‌ام ( 3 ) متن مطابقست با : سى ، باقى نسخ : بر دهان تا ( 4 ) هت : فتح البابى التقاء ، مى ، كر : فتح البابى البقا را ، سى : فتح اللّه البقا را ، تصحيح قياسى است . ( 5 ) همهء نسخ : بسته و از ، تصحيح قياسى و از استاد سيّد محمّد فرزانست . ( - 1 ) قرآن كريم : 5 / 55