شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
117
نفثة المصدور ( فارسى )
به گوش دل « 1 » مرده و نشاط پژمرده فروخوانده ، و نذير « 2 » شيب 488 دامن جيب بهرو گرفته « 3 » ، كه : أبعد الأربعين محرّمات « 4 » : * تماد فى الصّبابة ، و اغترار ؟ ! 489 بهر قدمى كه نه بر جادّهء قرار زدهام ، امروز « 5 » ندمى روى نموده ، هواى نفس را در بوتهء « 6 » توبه بگداخته ، همگى همّت بر استدراك فوات « 7 » مصروف ، و قصاراى نهمت « 8 » بر قضاى گذشته - ( ع ) وان روز كه بگذشت كجا آيد باز ؟ ! - موقوف . انصاف ، اگر فرقت خانه و وطن منغّص اين حال نبودى ، جمعيّتى تمام دارمى « 9 » ، و اگر هواى خراسان بر آتشم ندادى « 10 » ، غمهاى جهان را باد پندارمى ،
--> ( 1 ) مى : به گوش و دل ( 2 ) كر : خواند و نذير ( 3 ) سى : فروگرفت ( 4 ) متن مطابقست با : همهء نسخ و « ديوان أبى فراس الحمدانى » طبع بيروت 1900 ميلادى ، ص 23 ، و نيز همين ديوان ، مصحّح سامى الدّهّان طبع بيروت 1944 ميلادى ، ج 2 ص 176 ، و « انوار الرّبيع » ص 123 ، لكن در طبعى كه از اين ديوان در بيروت بسال 1959 ميلادى انتشار يافته ، ص 124 : مجرّمات ( 5 ) هت : روى نموده امروز ندمى ( 6 ) كر : نفس در بوته ( 7 ) مى : نوائب ( 8 ) متن مطابقست با : مى ، باقى نسخ : همّت ( 9 ) هت : دادمى ، كر : دادى ( 10 ) كر : ندازدى