شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
86
نفثة المصدور ( فارسى )
آنقدر كه بدان باروى شهر محكم كنند ، هست . » همه را ازين نوع دم خداع درمىدميد « 1 » ، تا در آن نرم بروت سست شلوار گرفت ( ع ) موم از سر نرميست چنان نقش پذير ، و إن هى أعطتك اللّيان ، فإنّها * لغيرك من خلّانها « 2 » ستلين 381 سخت در كار رفتند ، و بخدعه و فريب در هلاك من ناشكيب گشت . نيم شبى راه گرفته مىراندم ، و بر عزم « 3 » خوى اسپ در عرق نشانده ، مىرفت ؛ گرد بر گرد خويش ده پانزده سوار 382 ديدم ، چون سوار بساعد إحاطت گرفته ، و چون نطاق گرد ميان درآمده « 4 » ، چندانكه پيش و پس نگريستم ، طريق خلاص « 5 » ، من كلّ وجه 383 ، باريك ، و راه مناص ، من كلّ أوب ، بسته ديدم ، و بلا را در ابتلاى « 6 » خويش 384 ، چشم نهاده ، و دهن گشاده ، يافت ،
--> ( 1 ) سى : در وى مىدميد ( 2 ) متن مطابقست با : همهء نسخ ، و « شرح ديوان الحماسة » ج 3 ص 265 ، لكن در « العقد الفريد » ج 6 ص 126 : لآخر من طلّابها . . . الخ ( 3 ) مى ، هت : مىراندم بر عزم ( 4 ) قس : « إحاطة الدّائرة بنقطة المركز » ص 42 ، و « إحاطة الخاتم بالإصبع » ص 66 از كتاب حاضر ( 5 ) هت ، كر : طريق وجه خلاص ، مى : و راه خلاص ( 6 ) آيا بقرينهء « چشم نهاده و دهان گشاده » در اينجا « ابتلاع » انسب نمىنمايد ؟