شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

83

نفثة المصدور ( فارسى )

و تا دست به كار برد ، پاى فرا زمين نكرد ؛ قلم تا بر كاغد نهاد ، قلم در ملك كشيد ، و تا نشان كرد ، علامت خير كس « 1 » نديد ، و مرا از گفته‌هاى آن وقت ، يك دو بيت ، در حقّ او از ابيات منتخب عجب الزّمان در خاطر است : اى شوم پىِ خلق كُشِ ويران كن * يك شوم پيى بهر مسلمانان كن چون از پىِ شوم تو نمىماند خلق * يك چند برَو خدمتِ آن شومان كن 375 و حاصل ، من بنده كه بخلاف اصحاب با او طريق درست عهدى سپرده بودم ، و بضدّيت ديگران « عَسى أَنْ يَنْفَعَنا » * « - 1 » 376 نيكو پيوندى نموده ، بأرميه « 2 » رسيدم ، و شحنهء تاتار پيشتر بتبريز رفته بود ، و صامت و ناطق ارباب دولت با دست گرفته ، و مرا از نقد و جنسى كه آنجا بود ، جز چهارصد دينارى كه « 3 »

--> ( 1 ) هت ، كر : كسى ( 2 ) سى : بارمنيه ( 3 ) سى : دينار كه ( - 1 ) قرآن كريم : 12 / 21 و 28 / 9