شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

61

نفثة المصدور ( فارسى )

- كه از مروّت دور است - آراسته كرد ، و خزينه بمال بيكسان - كه در مذهب فتوّت محظور است - مالامال گردانيد « 1 » . خلالات ثغور از بن دندان 280 گرسنگان بركند ، و بپيش خورد سگان تاتار - كه از آن تعفّف « 2 » در شريعت همّت لازم آيد « 3 » - دهان بيالود . بى خبر از آنكه ضوارى انداختهء ديگران نخورند ، و مرغان « 4 » شكارى جز بر مقتنص خويش ننشينند ؛ ذباب‌وار بر صيد ذئاب بنشست ، و مانند روباه خسيس بضراحات « 5 » قنيصهء شير سير گشت . سورت حرارت عطش ، به خون دل بجان آمده‌اى چند ، روا داشت ، و شدّت حرارت نهل ، به آب دهان جگر سوخته‌اى چند ، زايل گردانيدن جايز « 6 » شمرد ؛ هزيمت « 7 » مسلمانان را غنيمتى فرا درآمده « 8 » داشت 281 ، و استيصال اهل اسلام را ، براى مصلحت وجه ، مصلحت « 9 » خويش دانسته ؛ درختى ببر آمده انگاشت ،

--> ( 1 ) هت ، مى : گردانيد و خلالات ، كر : گردانيده ( 2 ) متن مطابقست با : هت ، باقى نسخ : تعفين ( 3 ) هت ، كر : آمد ، سى ( متن ) : لازم است ، سى ( نسخه بدل ) : آمده بود ( 4 ) كر : نخورند مرغان ( 5 ) متن مطابقست با : هت ، مى . سى : صواحات ، كر : ضراخات ( 6 ) مى : تسكين دادن جايز ( 7 ) متن مطابقست با : كر ، باقى نسخ : شمرد و هزيمت ( 8 ) چنين است در همهء نسخ ، ظ : غنيمتى بارده ، رك : « حواشى و تعليقات » ( 9 ) سى : مصالحت