شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
52
نفثة المصدور ( فارسى )
« برخيز كه از جهان قيامت برخاست » در دادند . سر از بالين « 1 » برداشتم ملاعين دوزخى را « وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌ تَرْهَقُها قَتَرَةٌ أُولئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ » « - 1 » 236 بحوالى خرگاه پادشاه محيط يافتم . حالت « يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيماهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصِي وَ الْأَقْدامِ » « - 2 » 237 مشاهده كردم ، و از اين دست سنان چون راز در دل همآواز جاى گرفته ، از آن روى تير چون نور حدقه در ديدهء « 2 » دوست پسنديده نشسته ، بر طرفى پالهنگ چون زه گريبان در گردن 238 جمعى بيكسان و غريبان ، و از جانبى شمشير چون بار گناه بر گردن نيكخواه . ( ع ) هم كار ز دست رفته « 3 » ، هم دست ز كار . مىگفتم : « ما أَغْنى عَنِّي مالِيَهْ هَلَكَ عَنِّي سُلْطانِيَهْ » « - 3 » 239 پاى باسپى كه اتّفاق را « 4 » در زين بود ، درآوردم « 5 » ، و وثاق با آنچه دود و گرد بر گرد او بود « 6 » ، از آلات و اسباب تجمّل و دواب و فايدهء اكتساب و زبدهء احقاب « 7 » و عوض عنفوان عمر و ريعان شباب ، بدشمن سپرد ، و برفت . و خود « 8 » تاتار بشبخيز راه گريز گرفته بود ،
--> ( 1 ) متن مطابقست با : مى ، باقى نسخ : برخاست سر از بالين ( 2 ) سى : نور در حدقهء ديده ( 3 ) سى : رفت ( 4 ) متن مطابقست با : سى ، باقى نسخ : اتّفاقا ( 5 ) متن مطابقست با : كر ، باقى نسخ : بود آوردم ( 6 ) سى : درو گرد بر گرد بود ( 7 ) چنين است در همهء نسخ ، ظ : احتقاب ( 8 ) سى ، مى : برفت خود ( - 1 ) قرآن كريم : 80 / 40 ، 41 ، 42 ( - 2 ) قرآن كريم : 55 / 41 ( - 3 ) قرآن كريم : 69 / 28 ، 29