شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
49
نفثة المصدور ( فارسى )
جهان تاند « 1 » چنين خرمن بسى سوخت * مُشَعبِد را نبايد بازى آموخت كدامين سرو را داد او بلندى * كه بازش خم نداد از دردمندى « 2 » ؟ ! از آن سرد آمد اين كاخ « 3 » دلاويز * كه تا جا گرم كردى ، گويدت : « خيز » 225 از ارتفاع خرمن سپهر برخوردارى مجوى ، كه ناپايدار است . از عين مزيّف مهر كيسه برمدوز ، كه جوزايى « 4 » كم عيار است 226 . كرهء تند فلك را هيج رايض بر وفق مرام رام نكرده است . توسن بدلگام چرخ را هيچ صاحب سعادت عادت بد از سر بيرون نبرده است . گردون دون پرور ، هيچ كسرى را بىكسرى « 5 » نگذاشته . جهان جهان ، هيچ تبّع را تبع نگشته « 6 » است « 7 » ،
--> ( 1 ) سى : داند ، در « خسرو و شيرين نظامى » ص 164 : « جهان خرمن بسى داند چنين سوخت » ( 2 ) سى : زورمندى ، و در اين نسخه اين بيت را پس از بيت دوم اضافه دارد : كدامين ربع را داد او ربيعى * كزان طرفه برون نارد نقيعى ؟ ! ( 3 ) سى : قصر ( 4 ) سى : زر ، مى : جوزانى . استاد فقيد ، مرحوم ملك الشعراء بهار ، اين كلمه را در « سبكشناسى » ج 3 ص 13 قياسا به « جوزن » تصحيح كردهاند . رك : « حواشى و تعليقات » ( 5 ) مى : كسرى بىكسرى ، كر : كسرى را بىكسر ( 6 ) مى : تيغ را بتيغ نكشته ( 7 ) سى : نگشته دل بر جهان