شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
37
نفثة المصدور ( فارسى )
جهت احتياط ، بر سبيل يزك ، چهار هزار سوار ، از مردان كار و گردان نيزه گذار ، روانه گردانيده ، و زمام بسط و قبض 167 ، ليلقى قدرا مقدورا ، « - 1 » 168 و « لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولًا » * « - 2 » 169 بمخنّثى ، نه مردى نه زنى « 1 » ، داده ، و روباه خدّاع را بر « 2 » شيران مصّاع و دليران قرّاع فرمانروايى « 3 » و كارفرمايى اثبات كرده ( ع ) و يا بؤس أسد ذلّلت للثّعالب 170 ، و بعد از آن بتثقيف نيزه و تير و تحديد و محادثت سنان « 4 » و شمشير مشغول شده ، و از « 5 » مطاولت كه مىنمود ، بمصاولت بازآمده ، و مساورت « 6 » را بر « 7 » مصابرت اختيار كرده 171 ، هما خطّتا : إمّا إسار و منّة * و إمّا دم ، و القتل بالحرّ أجدر 172 لكن « 8 » چه سود ؟ ! چون مدّت دولت بانقضا رسيده بود ، و نوبت
--> ( 1 ) هت ، كر : نه زنى نه مردى ( 2 ) هت : خدّاع بر ( 3 ) سى : فرمان فرمايى ( 4 ) سى : تحديد سنان ( 5 ) هت ، مى : شده از ( 6 ) تصحيح قياسى است ، همهء نسخ : مشاورت ( 7 ) سى : مشاورت بر ( 8 ) هت ، مى : ليك ( - 1 ) - « قدرا مقدورا » مقتبس است از : « وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً » قرآن كريم : 33 / 38 ( - 2 ) قرآن كريم : 8 / 45