رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )
91
نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )
با مستوفيان ، منشيان را با « داروغهء دفترخانهء همايون » به گيلان فرستاد . آنها مأمور بودند كه « مال و حقوق ديوانى » ايالت را مطابق « قانون عدالت تعيين كنند » و هرگاه معلوم مىشد كه در زمان حكام سابق محلى « وجه بىحسابى » از مردم مىگرفتهاند مىبايست آن را بىاعتبار قلمداد كنند « 365 » . مطابق گفتهء شاردن ، كه شرح اواخر دورهء صفويه را مىدهد ، حكام هنگام شروع به خدمت « دستور العمل » دريافت مىداشتند . در اين دستور العملها منجمله اطلاعات مفصلى بود دربارهء حدود و ثغور قلمرو حكومتى و مالياتهائى كه تا آن موقع از مردم مىگرفتهاند « 366 » . طبق گفتهء شاردن ادارهء امور ايالت نمونهاى بود تمام عيار از ادارهء امور مملكت . هم در آنجا ديوان محاسبات بود و هم اعضائى كه نظاير آنها در دربار بهكار مشغول بودند . تفاوت فقط در تعداد كارمندان و ميزان حقوق آنها بود و بس « 367 » . تنها كارمندى كه در مآخذ ما دربارهء او شرح دقيقترى بهدست داده شده وزير ايالت است كه ما فصل خاصى را به شرح وظايف وى اختصاص دادهايم . اما اطلاعات شاردن تا آنجا كه ما در اسناد به اصطلاحاتى نظير « سركار عالى » به معنى ادارهء امور ماليهء ايالتى و « مستوفى » و « ناظر » برمىخوريم تأييد مىشود . ادارهء امور ماليهء ايالتى اصولا مانند ادارهء عمومى ممكن بود از دو شعبه تشكيل شود و اين معنى از مثال زير بهخوبى حاصل مىشود . بيگلربيگى چخورسعد يعنى طهماسب قلى خان قاجار در سال 1045 ( - 1635 م . ) خيانت كرد و قلعهء ايروان را به نيروى عثمانى كه آن منطقه را محاصره كرده بود ، تسليم داشت « 368 » . پس از راندن عثمانيها ، از طرف ديوان
--> - پروس با مشخصات Ms . Petermann 175 ( فهرست پرچ ، نمرهء 45 ) وصف هريك از مالياتها مىتواند براى روشن كردن امور مالى گيلان كليدى باشد ، اما در اينجا بحث در آن از حوصلهء ما خارج است . ( 365 ) - تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 459 ؛ در اين مورد رجوع شود به جواهر الاخبار ، ص a 332 . ( 366 ) - شاردن ، جلد پنجم ، ص 265 و بعد از آن . ( 367 ) - شاردن ، جلد پنجم ، ص 255 . ( 368 ) - خلدبرين ، ص 170 .