رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )
61
نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )
بعضى از موارد للهها براى رسيدن به مقاصد جاهطلبانه و اهداف شخصى خودشان مدعى ولايتعهدى شاهزادگانى مىشدند . هنگامى كه اسكندر منشى دربارهء شاهزادهاى چنين مىگويد كه وى « سرمايه » اى در دست حاكم و لله بود كاملا حق را به جانب او بايد داد « 232 » . قبلا شاه اسمعيل دوم ( 5 - 984 - 7 - 1576 م . ) از اين نظر به اقدام تازهاى دستزده بود . زيرا پس از جلوس به تخت سلطنت فرمانداد تا تمام فرزندان ذكور خاندان سلطنت را يا كور كنند يا بكشند . اما پسر خود را باز به يكى از ايالات فرستاد و فقط شاه عباس اول بود كه توانست تغيير قاطعى در اين وضع ايجاد كند . از توشقانئيل 1000 - 999 ( - 2 - 1591 م . ) بهنظر مىآيد كه ديگر هيچ شاهزادهاى به حكومت ايالات منصوب نشده باشد . شاه عباس اول برادر خود را دستگير كرد و پسرش را كه بدوا در يكى از ايالات بود چون به دو مظنون شد به قتل رساند . پادشاهان بعدى به اين اكتفا كردند كه به محض جلوس بر تخت سلطنت برادران خود را نابينا سازند و در عوض پسران خود را در حرمسراها ، يعنى جائى كه با دنياى خارج ارتباطى ندارد بزرگ كنند « 233 » . اوضاع و احوال دولت عثمانى كه كشور همسايهء ايران بود نيز بر همين منوال بود . در آن ديار براى آخرين بار از سال 1583 تا 1595 مسيحى شاهزادهاى به حكومت ايالتى منصوب شد « 234 » . تازه وقتى كه مىبينيم شاه سلطان حسين ( 35 - 1105 - 1722 - 1694 م . ) تا چه پايه بهكار حكومت و دولت بىعلاقگى و بىاعتنائى نشان مىداد مىتوانيم
--> ( 232 ) - تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 363 ؛ به همين صورت است همچنين خلاصة التواريخ ، ص b 355 . ( 233 ) - رجوع شود به شاردن ، جلد پنجم ، ص 241 و بعد از آن و ص 245 و بعد از آن . ( 234 ) - سلطان مراد سوم پسر ارشد خود را از سال 1583 م . تا 1595 م . به منسيه ( Manisa ) فرستاد . رجوع كنيد به : A . D . Alderson , The Structure of the Ottoman Dynasty , Oxford 1956 , P . 21 . ff .