رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )
29
نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )
به همين ترتيب هم الفاظى كه حاكى از مناصب بود با يكديگر تفاوت داشت « 132 » ، در ابتداى دورهء صفوى معمولا حكمرانان را از هر درجه فقط « حاكم » مىگفتند . بعدها حكّام ايالات بزرگ عنوان بيگلربيگى يافتند . گاهگاه نيز بجاى بيگلربيگى « امير الامرا » و خيلى بهندرت « خانلرخانى » بهكار مىبردند . براى نخستين بار ما به اصطلاح بيگلربيگى در رونوشت فرمانى مورخ به سال 950 ( - 44 - 1543 م . ) كه براى حاكم هرات صادر شده برمىخوريم « 133 » . در نيمهء دوّم قرن شانزدهم مسيحى ( - قرن دهم هجرى ) اين لفظ براى حكّام ايالات بزرگ مقرر بوده است اما يكبار براى حكّام قزلباش گيلان بيهپيش ( لاهيجان ) و اردبيل نيز استعمال شده است « 134 » . اسكندر منشى « 135 » در زمان مرگ شاه عباس اوّل ( متوفى در 1038 - 1629 م . ) براى ايالات زير بيگلربيگىهائى را ذكر مىكند : 1 - شيروان ، 2 - قراباغ ، 3 - چخورسعد ، 4 - آذربايجان ، 5 - قلمرو على شكر ، كه بيگلربيگى آن در عين حال حكومت عراق عرب را هم داشته است ، 6 - عراق عرب ، 7 - كردستان ، 8 - لرستان ، 9 - فارس كه بيگلربيگى آن در عين حال حكومت كوهگيلويه را هم داشته است ، 10 - كوهگيلويه ، 11 - قندهار ، 12 - هرات ، 13 - استراباد . تازه در زمان شاه صفى ( 1052 - 1038 - 42 - 1629 م . ) است كه حكّام مشهد و مرو نيز با منصب بيگلربيگى در مآخذ ظاهر مىشوند .
--> ( 132 ) - عناوين حاكى از منصب به دنبال اسامى خاص و عناوين مرتبه و درجه مىآمد . ( 133 ) - افضل التواريخ ، جلد دوم ، ص b 117 به بعد ؛ در اثر زير منتشر شده است : Ray , HumaYun in Persia 69 ff . ( 134 ) - دربارهء لاهيجان در دورهء شاه طهماسب اول رجوع شود به فصل دوم همين كتاب ، قسمت دوم : اختيارات قضائى ؛ در دورهء شاه عباس اول مراجعه كنيد به تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 451 ؛ دربارهء اردبيل رجوع شود به حاشيهء شمارهء 238 همين فصل كتاب . ( 135 ) - رجوع شود به تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 1084 به بعد ؛ دربارهء همدان رجوع شود به شرحى كه در چند صفحه پيش راجع به ايالت عراق عرب داده شد .