رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )

203

نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )

و سه تن به اقرب احتمال ايرانى بوده‌اند « 161 » . شش تن از وزيران رتبهء بيگى داشته‌اند كه در اين دوره خاص اعقاب گرجىها بوده است . با وجود اينها باز به‌نظر مىآيد يكى از آنها اصل و نسب ايرانى داشته است « 162 » و فقط در مورد نفر دوم به اطمينان مىتوان گفت كه از تيرهء گرجى بوده است . ما فقط در آخر دورهء صفويه به يك تن وزير برمىخوريم كه داراى رتبهء خانى و از قبايل ترك بوده است « 163 » . نتيجه‌گيرى : در پايان كار به راهى كه طى كرده‌ايم بار ديگر نظرى بيفكنيم در فصل اول بحث خود از جهات مختلف به مدافه در احوال وزراى ايالات پرداختيم و كوشيديم از اطلاعات جسته و گريختهء فراوان موجود در مراجع تصورى جامع و مانع از وضع و حال يك فرد حاكم به‌دست آوريم . در ضمن اين تتبّع برحسب موقع ذكر كرديم كه چگونه شاهنشاهى ايران على الدوام با قدرتهاى درجهء دوم مملكتى در ستيز بود و همواره مىكوشيد تا مقام حكام ايالات را تضعيف كند . اما آنگاه اين كوشش ما به ثمر رسيد كه در فصل‌هاى دوم و سوم اين تحقيق نظر خود را به اقدامات مثبتى كه براى رسيدن به اين هدف انجام گرفته بود معطوف ساختيم . تضعيف قواى ايالتى بالضروره مىبايست به موازات با تمركز ادارى صورت گرفته باشد . به همين دليل خود را موظف ديديم طرقى را كه منجر به اين تمركز گرديد نشان بدهيم . كوشيديم آشكار كنيم كه وزراى حكام كه از طرف مركز منصوب مىشدند و وزراى كل تا چه اندازه در اين مورد به دربار يارى كردند ، اما فقط در چند ايالت و به عبارت ديگر در نواحى خاصه عملا ادارهء امور به‌طور مطلق و همه جانبه

--> ( 161 ) - اگر برحسب نام قضاوت كنيم : آقا جمال الدين محمد ، ميرزا معين ، ميرزا جعفر . ( 162 ) - صفى قلى بيگ ، پسر ناظر بيوتات محمد على بيگا كه در خلدبرين ، ص 271 نسبت اصفهانى دارد . ( 163 ) - دستور شهرياران ، ص a 82 : در ابتداى سيچقان‌ئيل 8 - 1107 ( - 7 - 1696 م . ) به شاهويردى خان سيل‌سپر « وزارت فارس » داده شد .