رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )
136
نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )
السلطانى ظهير الدين محمد ابراهيم خان امير ديوان حاكم خطهء لار نوشته مهر مىنمود و هميشه وكيل و مهر ايشان در خدمت اعلى بود » « 577 » چنين بهنظر مىآيد كه اين شغل در اين خاندان موروثى بوده است « 578 » . پس از خلع قطعى والى لار توسط شاه عباس اول حاكم صفوى لار نيز تا مدتى سمت ديوان بيگى داشته است « 579 » . در دورهء شاه صفى ( 52 - 1038 - 42 - 1629 م . ) و جانشين وى ، رستم خان والى كارتيل توسط « نايب » خود شغل داروغگى اصفهان را نيز به عهده داشت و قبل از والى شدن خود شخصا اين شغل را تصدى كرده بود . البته كسانى كه از طرف رستم خان نيابت داشتند بههرحال مىبايست مورد تأييد شاه قرار گيرند و البته در موقع لزوم توسط شاه نيز معزول مىگرديدند « 580 » . اين را نيز بايد گفت كه در اواخر دورهء صفويه والى كاخت براى مدتى كوتاه سمت فرماندهى غلامان سلطنتى ( قلّر آقاسى ) را نيز داشته است « 581 » . در تمام مواردى كه تا حال ذكر كرديم ، مناصب دربارى بيشتر جنبهء تشريفات و عنوان را داشته است . هدف از اعطاى اين مناصب آن بوده است كه صاحب منصب را به دربار نزديكتر و مقربتر كنند . بر خلاف آنچه گفته شد در اواخر دورهء صفويه شاهزادگان گرجى اسما والى بودهاند تا با علاقهاى بيشتر به ساير مشاغلى كه به آنها ارجاع مىشده بپردازند : حاكم معزول كارتيل ، شاهنواز دوّم ( قبلا گورگين خان ، گئورگ يازدهم ) هنگامى كه بيگلربيگى كرمان بود توانست بلوچها را برجاى خود بنشاند . حالا ديگر مىبايست افغانهاى نافرمان را ادب كند . در نتيجه وى را در سال 1703 م . به سپهسالارى ، بيگلربيگى قندهار و حكومت گرشك
--> ( 577 ) - همان مرجع . ( 578 ) - در تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 616 به صورتى كاملا عمومى چنين آمده است كه واليان لار « منصب امير ديوانى در اين دولت » داشتهاند . ( 579 ) - رجوع شود به تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 791 . ( 580 ) - رجوع شود به عباسنامه ، ص 219 ؛ از آن گذشته رجوع شود به همان مرجع ، ص 268 ، 289 ؛ خلدبرين ، ص 202 . ( 581 ) - وخشتى ، ص 99 ، 181 .