رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )

115

نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )

او علاوه بر اين ، حكومت « ولايت تفليس » « 474 » را نيز به‌جاى محمد سلطان شمس الدينلو گرفت . بنابراين تفليس همواره به‌عنوان جزء مستفلى از مملكت تلقى مىشد « 475 » . اما چون لوارصاب ياغى شد ناگزير گرديد كه در سلك ملازمان سلطنتى بماند « 476 » . در غياب او كارتيل توسط « وكلاى » وى اداره مىگرديد ، اما « كوتوالى قلعهء تفليس » را شاه به آقا سهراب لاريجانى داده بود كه سيصد تفنگچى از اهالى رستمدار ( در مازندران ) تحت فرمان خود داشت « 477 » . اما با وجود اينكه شاه حكامى از خاندان بگرتى براى اين ناحيه تعيين كرده بود باز همواره آن ديار از طغيان و قيام خالى نبود . تا اينكه شاه در سال 1042 ( - 1632 م . ) « 478 » رستم خان را كه از خاندان بگرتى بود و در دربار ايران تربيت اسلامى يافته بود به حكومت كارتيل منصوب داشت و وى با كمك قواى قزلباش به سرعت بر كار مسلط شد . از اين به بعد تا پايان سلطنت خاندان صفوى كارتيل ديگر يك ايالت ايرانى بود . شغل حكومت نيز در خانوادهء يكى از افراد منصوب به يكى از شعب خاندان بگرتى كه پرورش يافتهء رستم خان بود باقى ماند . اما دربار خود را ملزم به رعايت ارثى بودن حكومت در اين خانواده نمىدانست و حتى يك بار يكى از منسوبين خاندان فرمانرواى كاخت را نيز به حكومت اين ناحيه گماشت . خلف رستم خان به كمك فرزندش توانست به‌طور

--> ( 474 ) - تاريخ عالم‌آراى عباسى ، ص 816 . ( 475 ) - در تذكرة الملوك نيز ( ص b 7 ) تفليس به صورتى جداگانه در جوار كارتيل و كاخت ذكر مىشود . در سالنامه‌هاى كارتيل ، ص 353 آمده است كه اهالى تفليس به شاه سيمون اول كه شهر را در محاصره گرفته بود از ترس انتقام شاه كمك نكردند . ( 476 ) - وخشتى ، ص 51 . ( 477 ) - طبق تاريخ عالم‌آراى عباسى ، ص 878 . ( 478 ) - ذيل عالم‌آراى عباسى ، ص 114 ؛ رجوع شود به ملخص فرمان انتصاب ( ؟ ) مندرج در تاريخ گرجستان اثر بروسه ، قسمت دوم ، جلد دوم ، ص 482 .