رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )
113
نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )
آن ايران باشد و بقيهء ايالات گرجى جزء مناطق نفوذ عثمانى درآيد « 462 » . اما خود مسق در اين بين مايهء دعوى و نزاع شد : در زمان شاه محمد ( 95 - 985 - 87 - 1578 م . ) اين محل به تصرف عثمانيها درآمد و در قرارداد صلح سال 1022 ( - 14 - 1613 م . ) رسما متعلق به آنان شناخته شد « 463 » . از سال 1032 ( - 3 - 1622 م . ) آخسقه تا چند سال به دست يكى از امرى قزلباش اداره مىشد « 464 » ، تا اينكه در قرارداد سال 1049 ( - 1639 م . ) بهصورتى قطعى به عثمانى منضم گرديد « 465 » . 2 - در كارتيل حكومت صفوى بدوا منحصر به تفليس بود . شاه اسمعيل اول و شاه طهماسب اول در لشكركشىهاى خود بهصورت منظم ساخلوهائى در تفليس مستقر كردند . اما براى اولين بار پس از لشكركشى سال 958 ( - 1551 م . ) قواى ايران توانست مدتى درازتر در اينجا مستقر شود « 466 » . به عبارت ديگر شاه نمىتوانست شاهان خاندان بگرتى كارتيل را وادار به انقياد از خود كند . در سال 969 ( - 2 - 1561 م . ) داود برادر سيمون اول شاه كارتيل به دربار آمد ، دين اسلام پذيرفت و « حاكم تفليس » گرديد « 467 » . او تازه از سال 1569 مسيحى به بعد توانست
--> ( 462 ) - رجوع شود به تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 87 ، 785 ، 1007 ؛ منابع فارسى همه ( عالم آراى عباسى ، ص 87 ؛ احسن التواريخ ، ص 379 ؛ خلاصة التواريخ ، ص a 175 ) سال 961 را ذكر مىكنند . ( 463 ) - رجوع شود به تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 864 ؛ طبق اظهار وخشتى در صفحهء 219 شاه طهماسب اول مسق را قبلا در سال 1574 طبق قراردادى به عثمانيها واگذار كرده - بود . ( 464 ) - رجوع شود به تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 1007 ؛ افضل التواريخ ، جلد اول ، ص a 87 . ( 465 ) - رجوع شود به خلدبرين ، ص 226 ؛ خلاصة السير ، ص a / b 151 ؛ وخشتى ، ص 68 . ( 466 ) - وخشتى ، ص 28 ؛ اين سنه طبق احسن التواريخ ، ص 351 به بعد و خلاصة - التواريخ ، ص a / b 166 ذكر شده ؛ هرگاه صفحهء 28 وخشتى را با آن مرجع ، ص 152 مقايسه كنيم معلوم مىشود كه سخن از لشكركشى سال 958 ( - 1551 م . ) است كه در احسن التواريخ شرح آن آمده است . ( 467 ) - احسن التواريخ ، ص 417 : حاكم تفليس ؛ و به همين صورت خلاصة التواريخ ، ص a 205 .