رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )
107
نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )
و سرانجام در واقعهء جلوس شاه سلطان حسين بر تخت سلطنت ( 1105 - 1694 م . ) « 433 » چنين فرمانهائى مبتنى بر منع و تحذير صدور يافته است . شغل حكومت را ممكن بود با سمت توليت بقعهاى كه در محل قرار - داشت توأم كرد معلوم است كه اين دو سمت را باهم توأم كردهاند تا در چنين مناطقى بتوانند رعايت دستورها و قوانين مذهبى را تضمين كنند « 434 » . اولئاريوس دربارهء اردبيل كه بقعهء متبرك خاندان صفوى در آنجا قرار داشت چنين مىگويد كه حاكم آن ديار بايد « بهخاطر چنين مدفن مقدسى » به روحانيت و شاه خدمت كند و « سواى قوانين دنيوى بر نواميس مذهبى نيز نظارت » داشته باشد « 435 » . در فرمان انتصاب حاكم ، متولّى و داروغهء اردبيل در زمان شاه طهماسب اول ( 84 - 930 - 76 - 1524 م . ) به مردم چنين اخطار مىشود « . . . و هر قضيه كه در آن محال واقع شود به رفعتپناه مومىاليه رفع نمايند كه به قانون عدالت و راستى به فيصل رساند و همچنين دست تصدى آن شريعت دستگاه را لوازم نهى منكرات و نامشروعات ( و ) منع و زجر مرتكبان امور مذكوره و اخراج جمعى كه اقامت ايشان در آن آستانهء متبركه و بلدهء طيبه كه موجب قباحت و مادهء اباحت شود ممكن دانند . . . » « 436 » اين تصدى
--> ( 433 ) - شرح مفصل با ارائهء رونوشت فرمانها و غيره در دستور شهرياران ، ص b 32 تا b 49 ؛ همچنين رجوع شود به فرمانى كه در سنگ منقور است در مسجد جمعهء لاهيجان به نقل از رابينو در كتاب مازندران و استراباد ، متن ، ص 7 به بعد . ( 434 ) - برخى از سياحان اروپائى گزارش مىدهند كه گاهى مقامات دولتى از بعضى از اعمال مخالف شرع به شدت جلوگيرى نمىكردهاند و اينگونه كارها در آن دوره رونق داشته است ( رجوع شود به اولئاريوس ، ص 592 ؛ شاردن ، جلد پنجم ، ص 370 و بعد از آن ) . اما در عوض اولئاريوس در صفحهء 532 سفرنامهء خود مىگويد كه شاه عباس اول دستور داد « همهء روسپيان را از اردبيل بيرون كنند » . ( 435 ) - اولئاريوس ، ص 469 . ( 436 ) - رونوشت سندى ( كه متأسفانه بىتاريخ است ) در نسخهء جامعهء مراسلات اولوا الالباب : ص b 119 و بعد از آن .