عبد الحسين نوايى

91

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

استفاده خواهد كرد . » روابط طهماسب با روسها پطر كبير تا زنده بود ، سعى داشت كه عهد نامه‌اى را كه اسماعيل بيك امضاء كرده بود به تصويب شاه طهماسب ثانى برساند و شاه طهماسب هم به هيچ وجه زير بار آن عهد نامه نمىرفت و حتى با اين كه روسيه قول داده بود كه اگر وى به روسيه پناهنده شود ، روسيه به دو كمك خواهد كرد ، طهماسب نپذيرفت . با اين همه ، در سال 1725 م / 1138 ه . ق طهماسب بالاجبار سفيرى جهت رفع اختلافات دولتين به روسيه فرستاد . درين هنگام پطر مرده و كاترين زنش ، بر جاى وى نشسته بود . وقتى سفير به گيلان رسيد ، پرنس دالگوروكى « 1 » فرماندهء كل قواى روسيه در ايران ، از طرف دولت متبوع خود با وى به مذاكره نشست . كاترين امپراطريس روسيه كه از بدى آب و هواى مالارياخيز گيلان و رنج و بيمارى سربازان روس درين منطقه شديدا متأثر شده بود ، به دالگوروكى نوشت كه اگر طهماسب تسلط روسيه را بر قسمتى از شروان و داغستان كه در تصرف آن كشور است به رسميت بشناسد ، روسيه حاضر است كه از گيلان و مازندران و استرآباد صرف نظر كند . اين پيشنهاد ظاهرا به وسيلهء دالگوروكى به طهماسب داده شد و مضافا بر آن ، دولت روسيه حاضر شد كه از ادامهء عمليات نظامى در شمال ايران دست بردارد . اما كاترين نيز به زودى درگذشت ( 1727 ) و موافقتى بين دولتين حاصل نشد . از طرف ديگر ، در اين هنگام سيمون آورامف كنسول روسيه در رشت ، به عنوان منشى روسى شاه طهماسب انتخاب شده بود كه روسيه از آنچه در ايران مىگذرد بىخبر نماند . آورامف تا سال 1729 در اين سمت بود . همين كه اوضاع سياسى و نظامى ايران مناسب شد ، طهماسب بيش از پيش با واگذارى قسمتى از خاك ايران به روسيه مخالفت ورزيد . با اين حال ، روابط وى با سرتيپ

--> ( 1 ) - Dalgoroky