عبد الحسين نوايى
71
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
مقيمان سدهء جلال و معتمدان بارگاه اجلال بود ، لاجرم غنچه مرام دوحهء برومند التيام گل گل شكفتن آغاز نموده بهجت بريهجت افزود مانند اغصان سنگين بارازها و اثمار سر تعظيم و تسليم به شكر نعم ودود و فياض رياض جود فرود آورد . چنان كه منقار طوطى خامهء منشيان دربار گيتى مدار در مراياى صفايح صحايف شكر افشانى نموده بود ، بر ناظران مناظر عرفان و مستبصران مظاهر ايقان روشن است كه به مقتضاى مضمون صدق مشحون الفلاحه بالفلاحة مصحوبه و البركة على اهلها مصحوبه بقاى دورهء مراد و ابقاى خوشهء اميد رعاياى نامراد جز پيوند بهار پيرايى دست رأفت و ظل حمايت سلاطين زمان و خواقين دوران مثمر مدعا نتواند بود و مراعات اين معنى اهم و فايدهء اتم بر ذمت همت ملوكانهء خسروان زمان از متحتمات است . لاجرم قبل از ورود مسعود سفير دلپذير مشاراليه ، از طرف مصادقت كيش خيرانديش نيز ، ايالت و شوكت و اقبال پناه ، عظمت و حشمت و اجلال دستگاه ، امير الامراء العظام ، كبير الكبراء الفخام ، برگزيدهء دربار خلافتمدار شاهى ، آرميدهء بساط با انبساط عزت و آگاهى ، عالى جاه معلى جايگاه ، بگلربگى عظيم الشان منيع مكان الكاى فارس بعنايه املك الناس به خدمت عظمى و منزلت قصواى ايلچيگرى درگاه سپهر اشتباه عتبهء عليا و سدهء آسمان اعتلا سرافراز و بين الامثال ممتاز شد . ان شاء الله الملك المتعال ، بعد از تبليغ نامهء مخالصت اشتمال كه به صحابت سفير مشاراليه عز ارسال يافته ، رجاى واثق است كه چنانچه بحر زخار را از كنار آمدن اصداف لآلى شاهوار و گوهرهاى آبدار در موج خيز احسان بىشمار عارى نمىباشد ، حين رخصت انصراف عالى جاه بيگلربيگى عظمت دستگاه ، ذائقهء موالات را از شهد جواب مراسلات مخالصت آيات كه نازل منزلة مصداق لافاكهة اطيب من مفاكهة الخلان و لا نسيم اروح من مباسمة الاخوان است ، شيرين كام و به مراجعت اين صوب صواب انجام مجددا مبانى اتفاق و اساس خلت و وفاق را الى يوم ميثاق اشتداد و استحكام خواهند بخشيد . ان شاء الله العزيز چنان كه فروغ تاج و هاج اورنگ آراى تارم چهارم شعشعه اندوز ساحت مكان و عرصهء امكان است ، ديدهء انام و عيون خواص