عبد الحسين نوايى

545

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

خوانين و سركردگان آذربايجان كه در ركاب اقدس حاضر بودند و از بسطام مرخص و در معسكر عالىجاه امير الأمراء العظام موسى خان سردار عراق روانه مىشدند ارقام خدمات به اسم هر يك در ولايات آذربايجان صادر و ارسال گرديد و نواب همايون ما را معرفتى به حال اكثرى از حكام و عمال و كلانتران و مباشرين امور ديوانى آن ولايت نيست . آن عالىجاهان هر دو دولتخواه بىغرض و محل اعتمادند و از كار و شغلى كه به هر يك تفويض شده است مطلع گرديده‌اند . مىبايد حسب الواقع دست از پىبرده تحقيقات لازمه در هر باب نموده هر يك در كار و شغل متعلقه به خود موافق رويهء اخلاص كيشى و دولتخواهى مشغول و از عهدهء آن امر حسب الواقع بيرون مىآيند فبها و الا اگر احدى قابليت آن شغل نداشته باشد و از عهده بيرون نتواند آمد يا قدم از جادهء اطاعت بيرون گذاشته سر به خودسرى و شرارت برداشته باشد اغماض كردن و چشم از دولتخواهى پوشيدن حكم شريك ايشان بودن دارد و بايد چشم نپوشيد به زودى حقيقت حال را عرض و ديگرى را كه متناسب آن امر باشد قلمى نمايند . ان شاء الله به زودى رقم اقدس صادر شود و درين باب غدغن لازم دانسته در عهده شناسند . تحريرا فى شهر ذى حجة الحرام سنة 1162 و در حاشيهء نامه با همان مهر متن : مقرر آن كه هرگاه براى انجام خدمات مقرره امدادى ضرور باشد به زودى عرض نمايند كه فوجى از ركاب اقدس به سرعت مأمور آن حدود شوند . موكب همايون نيز درين زودى حركت و عازم عراق و آذربايجان مىباشيم . مىبايد از خدمات مقرره خوددارى و اهمال نورزند و در عهده شناسند « 1 »

--> ( 1 ) تاريخ تبريز ( ص 286 / 187 ) .