عبد الحسين نوايى
51
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
خاتم جهانبانى ، شكوه سطوت سلطانى « 1 » بهرهياب گرديده و بعد از مكالمات حضورى بر طبق تصديق و تنفيذ همين مضمون موشح به طغراى غراى خاقانى از دربار گيتى - مدار دولت عليهء عاليه متعاقب ارسال يافته بعد از وصول ان شاء الله تعالى ، اين مصالحهء خيريت انجام به نهج سطور سنور نامجات كه در دست اركان دولت و امناى حضرت طرفين موجود باشد ، الى يوم القرار استقرار يافت . بناى محكم اساس خلت و اين صلح سراسر ميمنت ، نظر به اعتماد صورى و معنوى هميشگى و عقيدت منشى ، ان شاء الله المتعال مصون از اختلاف و اختلال خواهد بود . اشعارى كه در مكتوب ملاظفت اسلوب از تفاصيل جمعيت پاشايان معلىشان و عدت و كثرت عساكر نصرت نشان و و تهاجم ايشان در فضاى همدان شده بود ، ظهور اين عدت و جمعيت كه مشعر بر قوت اسلام و شوكت شهنشاه كيوان غلام سليمان احتشام بود ، موجب مزيد شكرگزارى نعماى غير متناهى ذو الجلال و الاكرام گرديد . چه بر بىغرضان و ايافتهء رموز كنوز آگاهى و حسن اعتقاد معلوم است كه در مواد الفت و آئين و داد و خلت اگر با بيگانگان ملت عهد مودت منعقد گردد ، مشاهدهء قوت و شوكت ما مرضى معنى يكجهتى و محبت نمىباشد . با وجود موافقت مذهب و عهد قديم اخوت ، ذكر جمعيت و تبشير مزيد حشمت و عظمت البته موجب خرسندى طبيعت مخلصان خيرخواه خواهد بود . و آنچه در باب اناثيت از شروح نامههاى مرسلهء سابقه استنباط و از نامهء اخير خلاف آن را ملحوظ و مرضى طبع ارجمند مشكلپسند فرموده بودند ، معاذ الله كه برادران دينى و دوستان يقينى را شائبهاى از معنى كبريا كه مختص ذات شهنشاه قديم و خداى كريم است مركوز خاطر شكستگى مظاهر تواند بود . كسى را رسد كبريا و منى * كه ذاتش قديم است و وصفش غنى
--> ( 1 ) - جاى عبارت « اشرف شاه . . . » كه احتراما در صدر نامه آمده بود .