عبد الحسين نوايى
500
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
نامهء ابراهيم شاه به سلطان محمود خان پادشاه عثمانى [ شمسا لفلك السلطنة و العظمة و الأبهة و النصفة و المعدلة و الرحمة و الرأفة و البر و الاحسان سلطان محمود خان بن سلطان مصطفى خان خلد اللّه ملكه ] « 1 » الحمد للّه الملك المتعال و هو المحمود فى كل فعال . آغاز كلام ميمنت انجام و افتتاح صحيفهء فرخنده ختام بر نمط خجسته نظام كه مصداق كلام الملوك ملوك الكلام تواند بود ، به نام نامى و گرامى خداوند علام جل شانه سزاست كه ذات بىمثالش از و صمت تغيير و زوال و نقص تبدل و انتقال منزه و مبراست . تعالى اللّه زهى بىمثل و مانند * كه خوانندش خداوندان خداوند مالك الملكى كه جهت نظام امور جهان ، در هيچ عصر و زمان ، آسمان جهانبانى از نجوم درخشان خسروان رفيع الشان خالى نگذاشته ، خداوندى كه در هر افقى از آفاق غروب كوكب لامع را به طلوع نجمى ساطع قران داده و افول آن را به ظهور اين مقارن داشته و درود از حد فزون و تحيات از حساب بيرون شايستهء روح مطهر و مرقد منور شمع محفل رسالت ، آفتاب ملك جلالت ، گوهر درج نبوت ، اختر برج فتوت ،
--> ( 1 ) - نام و القاب سلطان عثمانى احتراما در صدر نامه آمده است .