عبد الحسين نوايى
470
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
دسته از پاى تكيهء افق قدم به عرصهء آسمان و كوچهء كهكشان گذارند ، تا وقت صبح كه سياحان افلاك نوبت حركت و طلايهدارى به ساكنان تكيهء خاك سپارند ، كوچه به كوچه ، گذر به گذر ، در بازار و محلات شهر گرديده خبردار باشند احدى از دزدان و شبروان در هيچ محل متعرض جان و مال كسى نتواند شد و نوعى اهتمام مسلوك و مرعى دارند كه بعد از هنگامهء طبل آخر ، كه وقت آسايش و ترك حركت كوچه و بازار است ، هيچكس در كوچه و بازار و محلات تردد ننموده اگر احدى در در آن وقت از مردم بد نفس و حرامى و شرابخوار و شراب فروش و هرزه گرد در محلى ظاهر گردد ، او را به دست آورده جهت حركت و عزم او را معلوم و مشخص و در زندان محبوس و بلا مساهله و مسامحه در ساعت حقيقت را عرض نمايد و در باب تنبيه و بازخواست به نوعى كه لازم باشد مقرر و معلوم دارد . و هيچ كس جرئت حركت فاسد و خيال باطل نتواند كرد و از جماعت خليفه و توابين « 1 » جمعى كه آثار كاردانى و زيركى و شناسايى مردم نيك از بد از ناصيهء احوال آنها ظاهر باشد تعيين و سفارش و قدغن نمايند كه همه روز در بازار و دكان كاروانسرا و محلات گذر به گذر گرديده در خبرگيرى و تجسس احوال دزد و قلابى « 2 » و هرزهگرد و شرابخوار در چه محل ساكن باشند و جماعت صادر و وارد كه از اين طايفه از محل ديگر داخل شهر شوند ، جا و مقام و آشنا و خويش و خانه خواه و كسب و كار و جهت بيرون آمدن و رفتن معلوم و يادداشت نموده كدخدايان و ريش - سفيدان را در خفيه اخبار نمايند كه از احوال آن شخص خبردار بوده چنان كه حركات ناپسنديده از آن شخص به ظهور رسد از آن محله برود و آن رفعتپناه و توابين او را آگاه نموده پنهان و پوشيده دارد و بر هر محل و هر گذر كه سانحهاى از سوانح
--> ( 1 ) - ظاهرا اين كلمه صورتى ساختگى است از جمع تا بين . تا بين هنوز هم در معنى پائين - ترين درجهء سربازى به كار مىرود . به نظر مىرسد احتمالا اين كلمه خود صورت عوامانهاى باشد از تابعين به معناى زيردستان . ( 2 ) - ظاهرا به معناى نادرست ، شياد و كلاهبردار به كار رفته است . امروز اين كلمه در زبان عوام به معناى تقلبى ، بىاساس و مجعول به كار مىرود .