عبد الحسين نوايى

465

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

و محروم از انجمن حضور بود لهذا به مفاد اينكه چو خورشيد تابان دهد فيض نور * نه نزديك محروم ماند دور يك دست خلعت علاوهء يك ثوب كردى زربفت به جهت آن عالىجاه ارسال فرموديم كه در روز فيروز نوروز سلطانى آن را پيرايه‌پوش برو دوش عزت و كامرانى سازد . مىبايد كه در ازاى اين عنايات خاص كه دربارهء آن عالىجاه روزافزون است ، در هيچوقت از مراسم جانسپارى چشم نپوشيده و از روى اميدوارى در نظم و نسق مملكتها كوشد . « 1 » « 2 »

--> ( 1 ) - كردى نيم تنه‌اى بوده كه در قديم روى قبا مىپوشيدند و آن يا آستين نداشت يا داراى آستينى كوتاه و نيز گاه بلند و تمام آستين بود . درك فرهنگ معين ، لغت‌نامه دهخدا ) ( 2 ) منشآت ص 37 / 38