عبد الحسين نوايى

463

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

به صورت تطابق و اسم به مسمى موافق [ و باطن به ] ظاهر مطابق « 1 » داشته باشد « 2 » .

--> مطالب مهم در الفاظ عادى به كار برده است . زيرا اولا به تناسب وضع و شغل و سليقهء مخاطب ، نام بسيارى از كتب معروف مثل قبسات و جذوات و مطول و حدايق و محصل و تلخيص و زاد المعاد و جامع عباسى را يا به صراحت يا به اشاره آورده و ثانيا به اين آيه مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ ( سورة البقره 112 ) استشهاد جسته است . تا هم اشارتى به نام ملاى بيچاره « محسن » نموده و هم تلويحا او را ملامت كرده باشد كه چرا « لله » نينديشيده و تقاضاى حق التدريس كرده است . ضمنا رندانه از ذكر دنبالهء آيه كه « فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ » خوددارى ورزيده تا ملا محسن خود بفهمد كه اجرتش پيش خداست نه پيش نادر و به عبارت ساده‌تر « خدا بدهد » . ( 1 ) - در منشآت چنين است ولى به قياس كلمات قبل ، شايد كلمهء ديگرى باشد چونان مطابق و توافق . ( 2 ) . منشآت ص 93