عبد الحسين نوايى

439

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

رفيعه را عن قالى و نمد تجديد و دو عدد پردهء زربافت نفيس گرفته فروش « 1 » و پرده‌هاى كهنه را مبيع و قيمت آن را فى ما بين ارباب استحقاق تقسيم نمايند و هر سال در نوروز فيروز فروش دو راهرو و دو ايوان و چهار خانهء متصله به آن قبهء ضيااندوز را از قاسمى دالبر دوزند و در هر سال يك زوج پردهء مخمل نو حاشيه‌دار در دو درب آن بناى رفيع مقدار آويزند و قيمت فروش و پرده‌هاى كهنه را به دستور به مردم مندرس الاحوال رسانند و نواب فلك جناب خلد الله ملكه و اجرى فى بحار الخلود فلكه توليت موقوفات و رقبات و حوض مرمر مزبور و مقبرهء رفيعهء فردوس سمات و كل ما يتعلق بها را مفوض فرمودند به گوهر صدف بخت و كامكارى و در آبدار درياى رفعت و شهريارى ، نونهال گلزار عزت و اقبال و سرو نورستهء جويبار عظمت و جلال ، طراوت‌بخش عذار ازادگى و خضرت‌افزاى بهار آزادگى ، نسيم دلگشاى گلشن دانش و ذكاو شميم غمزداى انجمن بينش و بها ، اميرزادهء والاشان عالى تبار گوهرنژاد معدلت بنيان فلك مقدار ، عالىجاه فضايل دستگاه [ رضا قلى خان مد الله تعالى عمره و بهائه و زين الارض به طول بقائه ] « 2 » ولدار شد اكبر ارجمند خود و اولاد امجاد ذكور آن معلىجاه ما تعاقبوا و تناسلوا و الأكبر فالأكبر و الاقرب فالاقرب و بعد ايشان به برادران صلبى آن عالىجاه و اولاد امجاد ايشان على الترتيب [ در اين جا ظاهرا اثر مهرى كه روى كاغذ خورده موجب ناخوانا شدن چند كلمه گرديده ] نعوذ بالله از طبقات مذكوره انعم الله تعالى عليهم بدوام الدولة و البقاء احدى نباشد ، توليت اوقاف مذكوره با اولاد ذكور ايالت و شوكت و اقبال‌پناه ، عظمت و ابهت و اجلال دستگاه عالىجاه [ ظهيرا للسلطنة و العظمة و الاقبال عالىجاه ابراهيم خان ] « 3 » برادر اعيانى نواب فلك جناب واقف ابد الله دولته الى يوم المواقف خواهد بود كه به نهج مسطور الاكبر فالاكبر

--> ( 1 ) - يعنى فرشها ( 2 ) - احتراما در حاشيهء وقف‌نامه آمده است ، نه در متن . ( 3 ) - در حاشيه